تبليغاتX
برترین زن - درد دلهای یک دختر مسلمان ترک تبار در دفاع از حجاب!
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات

واقعا که برخی دختران بی هویت ما باید درس بگیرند...

بسم الله النور
السلام عليك يا ابا عبد الله الحسين(ع)
حسين جان  وقتي خيلي در موردت فكر مي كنم و هميشه دلم ميگيرد.مثل كسي كه كشتي اش در گل نشسته عزيز دل آن چيزي كه تو خواستي با خونت و با خون فرزندانت و خون يارانت به ما بفهماني ، فهميده نشد روحم فدايت  كربلا جاريست در رگ من ،در خون من ،در تمام ثانيه ها ي من، كربلا جاري هست همواره ...و هست هميشه....
حسين عليه السلام مي فرمايد:
مردم بنده ي دنيايند و دين در زبانشان مي چرخد و تا وقتي زنديگشان در محور دين بچرخد به دنبال آن هستند اما وقتي بوسيله ي بلا آزموده مي شوند دينداران اندك مي شوند.

دوستان چند تا ايميل برايم امده بود كه نوشته بودند ننويسم و اين حرف ها ي من به درد جامعه ي ايران نميخورد من هم گفتم شايد ننويسم بهتر باشد اما من براي خودم ايده اي دارم  و برا ي اون هدفم مي دونم كه بايد بنويسم چرا كه اونچيزي  که تصميم گرفتم  برايش بنويسم ارزشش داره  که بنويسم. حجاب زيباي من، براي تو بارها قلم بر  دست گرفتن خيلي قشنگ است. ولي اگر كسي دوست ندارد به اين خانه ي من بيايد خب مي تواند نيايد و نخواند در اين خانه اگر خدا بخواهد اگر عمري باشد حالا حالا ها باز است و من هم منتظر دوستان  دلسوز خودم هستم.فكر مي كنم تا اينجا كافي باشد.

دوستان من با اينکه راه قانوني براي ورود دختران محجبه به دانشگاه ها باز شده  و خيلي براي من ژيام تبريك فرستاديد ولي متاسفانه فقط چند دانشگاه بيشتر اجازه ي ورود را به دختران ندادند ودوباره مثل قبل  ممنوعيت ادامه دارد. در اين چند روز واقعا مثل کابوس شده براي ما ريسان دانشگاه ها  مي گويند اگر ببينيم که رژيم لايک ترکيه  در خطر است قانون را هم حاضريم زير پا بگذاريم .ما اين قانون را اجرا نخواهيم کرد و اگر ما را مجبور به اين کار کنند  طوري رفتار خواهيم کرد که محجبه ها خودشان از دانشگاه فرار کنند.حتي درگيري ها يي هم درست شد و خيلي ها کتک خوردند و زخمي شدند.و هنوز راه بر دخترهاي ما بسته است.



ايشان پدري هستند كه به خاطراعتراض به اينكه چرا دخترشان را باحجاب به دانشگاه راه نميدهند از نيروي انتظامات دانشگاه كتك خوردند

اين دختر خانم همان اقاي عكس بالايي هستند كه براي حضور در كلاس و عقب نيافتادن از درسهايشان مجبور شدند با موي مصنوعي  وارد دانشگاه شوند

خواهرم
من تو را ديدم

،پر از زندگي و نور.

در فکر  خودم  قدم مي زدم ،آرام،

با تمامي سختي ها

حتي لبخند تو را ديدم.

خواهرم

تو را مثل رنگ آسمان قبل از طلوع ديدم،

تن پوشت حجاب بود
ولي ذهنت از  حجاب غفلت دور بود

حجابت سياه بود
ولي دل تو هم رنگ شفق صبح بودکه
زير آن تن پوش مي تپيد.
خواهرم

از چشمانت مي شود انتظار را ديد

به کدام گناه تو را قصاص مي کننند؟

مي بينم تو را
دودستت را بر سرت گذاشته اي به چه فکر مي کني؟
عزيزم مقاوم باش

 مثل گل يخ که از زير برف سرد جوانه ميزند
نفس عميق بکش و از ميان آن  همه سياهي مثل شفق زيبا برويي،

صبح در کمين نشسته.

به آسمان نگاه کن ،ببين چه قدر وسيع و پاک است  مثل دل تو،

وخورشيد شرمنده  از دل تابنده ي تو ،

بر دستان توانگرت نگاه کن و خودت را کوچک نبين،
چرا كه دست تو به ياري دين خدا بلند شده است
و يد الله فوق ايديهم

تو مي تواني

مي داني

چشم جهان به تو وپرچم مقدست حجاب دوخته،

با اينکه برايشان خيلي سخت است

ولي بايد بمانند و

رويش زيباي تو را نا باورانه تماشا کنند

دل ما اين روز ها  مثل قايقي سرگشته در اقيانوس انديشه

به دنبال آن حقيقت هميشه جاودان،

دل ما  صحراي سوزان،

دل ما موج خروشان،

دل ما  غرق خداست.
و آنها از اين مي ترسند
خواهرم

دل تو اقيانوسي طو فانيست،

مواج ،پر خروش

انديشناک ودر تلا طم.

سرگردان چه هستي
امور خود را به خدا بسپار،

تا با فانوس تدبيرش که او مدبر الامور است،

تا به  ساحل گمشده ي آرامش برسيم.

روزي را ميبينم که دلمان  ،

با دعاي زهرا ي مرضيه

از عطر گل ياس خوشبو مي شود
چرا كه ما دلمان را به ياس نبي گره زده ايم و
محبت او را در دلمان كاشته ايم
و از حجاب كه هديه ي گرانبهاي اوست
محافظت كرده ايم.

منبع:و بلاگ حجاب پرچم پر افتخار زن مسلمانhttp://salamhamsayah.parsiblog.com/426191.htm

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 15:42  توسط بصیر  |