تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات

 
 

 اشغال عراق و گسترش روسپی‌گری /نویسنده: دبرا مک نات اشغال عراق و گسترش روسپي‌گري/نويسنده: دبرا مک نات


 

با حضور اخیر نیروهای ارتش ایالات متحده در جنگ خلیج فارس، جنگ افغانستان و جنگ عراق، بازار روسپی گری و قاچاق زنان در منطقه خاورمیانه جانی دوباره گرفته است.
چکیده:
روسپی‌گری نظامی از دیرباز در اطراف پایگاه‌ ارتش ایالات متحده در فیلیپین، کره جنوبی، تایلند و سایر کشورها، وجود داشته است. از زمانی که دولت این کشور تصمیم گرفت تا نیروهای خود را به بسیاری از کشورهای مسلمان گسیل دارد، امکان اعلام عمومی نیاز به زنان روسپی برای پرسنل ارتش آمریکا وجود نداشت. اما با حضور اخیر نیروهای ارتش ایالات متحده در جنگ خلیج فارس، جنگ افغانستان و جنگ عراق، بازار روسپی گری و قاچاق زنان در منطقه خاورمیانه جانی دوباره گرفته است.
یکی از تغییرات کلیدی به وجود آمده در نیروهای نظامی ایالات متحده در سال‌های اخیر، به حضور گسترده پیمانکاران بخش خصوصی باز می‌گردد. باید بدانید که تعداد افراد تحت پوشش این پیمانکاران هم اینک از تعداد سربازان آمریکایی حاضر در خاک عراق فراتر رفته است. لذا توجه عمومی به نقش این پیمانکاران در مناطق جنگی متحده معطوف گردیده است. اما نکته که در این میان به آن توجهی نشده این حقیقت است که این شرکت‌های پیمانکاری، چگونه ماهیت روسپی‌گری نظامی را تغییر داده‌اند.
به عنوان مثال باید بدانید که کارکنان شرکت دین کورپ به قاچاق زنان در جنگ بوسنی مشغول بودند و گفته می‌شود که این شرکت در عراق نیز فعالیت‌های مشابهی دارد. در ماه‌های اخیر ، من در این زمینه پژوهش می‌نمایم که آیا پیمانکاران محلی نیز به سوء استفاده‌ها و استثمارهای جنسی نظامیان در افغانستان ، عراق و امارات متحده عربی و سایر کشورهای مسلمان کمک می‌نمایند و یا خیر ؟
به علاوه، در این تحقیق من به دنبال کشف روش‌های جدید استثمار جنسی زنان توسط ایالات متحده جهت اهداف نظامی نیروهای امریکایی در کشورهای مسلمان تغییر نموده از دیگر اهداف پژوهش من به شمار می‌رود. از سوی دیگر، نقش پیمانکاران محلی در گسترش روسپی‌گری زنان بومی و یا وارد نمودن زنان خارجی به مناطق پیرامونی پایگاه‌های نظامی ارتش ایالات متحده، تحت عناوینی نظیر آشیز، خدمتکار ویا منشی، موضوع مورد علاقه من می‌باشد.
من این پژوهش را به عنوان یک پژوهشگر که از دیر باز در مورد مسائل زنان و نظامی گری فعالیت می‌نمایم، انجام می‌دهم، چرا که در گذشته نیز اعتراض خود را نسبت به سوء استفاده‌های جنسی زنان فیلیپینی ساکن در مناطق اطراف پایگاه‌های نظامی ارتش ایالات متحده اعلام نموده بودم. اخیرا هم، من در مورد آزادگری جنسی و سوء استفاده‌های غیر اخلاقی صورت گرفته علیه پرسنل زن ارتش امریکا تحقیقاتی انجام دادم.
باید بدانید که پیش از آغاز رسمی جنگ خلیج فارس در سال 1991 میلادی، ارتش ایالات متحده که در خاک عربستان سعودی مستقر گردیه بود. از ترس عکس العمل میزبان، از اقدامات روسپی گرایانه احتراز می‌نمود. اما در هنگام بازگشت این نیروها، کشتی‌هایشان در بنادر لنگر می‌انداخت. پس از جنگ خلیج فارس نیز، تحریم‌های اقتصادی بی‌رحمانه، بسیاری از زنان بی‌پناه عراقی را مجبور نمود تا به تن فروشی دست بزنند . بدین ترتیب، تجارت سکس در سال 1999 میلادی تا چنان حدی گسترش یافت که صدام حسین به نیروهای شبه نظامی خویش دستور داد که این فعالیت‌ها را در بغداد قلع و قمع نمایند، اقدامی که به دستگیری بسیاری از این زنان منجر شد.
اما به دنبال اشغال نظامی عراق در مراس سال 2003 میلادی و تنها پس از گذشت چند هفته روسپی گری در عراق آغاز گردید. اینک جنگ عراق، مدت زمانی 8 برابر جنگ خلیج فارس به دراز کشیده و در این کشور، به پیمانکاران امنیتی خصوصی اتکای زیادی شده است. بدین ترتیب، حوزه اجرای قانون امریکایی ممنوعیت قاچاق زنان که در ژانویه سال 2006 میلادی از سوی پرزیدنت بوش امضا گردید، این قانون شرکت‌های پیمانکار خصوصی را شامل نمی‌شود.
امروزه و در سایه ظهور مجدد روسپی‌گری، این هراس در میان مردم و مسئولان این کشور به وجود آمده است که دامنه آن، در سراسر جامعه عراق گسترش یابد. خانواده‌ها، دختران خود را در خانه نگاه می‌دارند تا نه تنها مورد شکنجه و یا قتل عام قرار نگیرند. بلکه بدین ترتیب دختران خویش را از ربوده شدن توسط عوامل تجارت روسپی‌گری هم محافظت می‌نمایند. البته تعدادی از گروههای مسلح نیز تعداد از خانواده‌ها را مجبور می‌کنند که فرزندان خود را برای بردگی جنسی به فروش برسانند. از سوی دیگر، این جنگ تعداد زیادی از دختران و پسران بی‌پناه و فاقد سرپرست را به وجود آورده که طعمه‌خوبی برای تجارت سکس به شمار می‌ر‌وند. همچنین ما شاهد به وجود آمدن هزاران تن از زنان مهاجر هستیم که خواهان گریز از خطرات جنگ هستند، ولی در نهایت به دلیل مشکلات اقتصادی، در کشور‌هایی نظیر اردن، سوریه، یمن و یا امارات متحده عربی به تن فروشی روی آورده اند. لذا اشغال نظامی عراق توسط نیروهای ما، همه چیز را به سوی نابودی سوق داده است.
اگر زنان خارجی برای روسپی‌گری به عراق آورده شده اند آنان نیز تقریبا از طریق کانال‌های غیر قانونی به این تجارت شیطانی روی آورده‌اند. به عنوان مثال، روزنامه نگار مستقبل دیوید فینری توضیح می‌دهد که چگونه یک شرکت پیمانکار کویتی که مسئول فراهم نمودن کارگران مورد نیاز جهت ساخت سفارت ایالات متحده در شهر بغداد بوده است، از زنان قاچاق شده به عراق در این مجموعه ساختمانی سوء استفاده می‌کند.
در منطقه‌ای که سفارت ایالات متحده نیز در آن واقع گردیده و به منطقه سبز شهرت یافته است، چندین فاحشه خانه افتتاح شده است. (هر چند این اماکن نام‌هایی نظیر آسایشگاه زنان، آرایشگاه و یا رستوران چینی دارند.) البته پس از افشای فعالیت هر یگ از این مراکز فحشا در رسانه‌های عراق، مقامات دولتی به سرت آن را تعطیل می‌کنند. ارتش ایالت متحده ادعا می‌کند که به صورت رسمی اعلام کرده است که ورود نیروهای این کشور به حوزه فعالیت‌های روسپی‌گری ممنوع است؛ اما شرکت‌های پیمانکار خصوصی در وب سایت‌های سکسی، امکان دسترسی همگان به زنان عراقی و خارجی را در شهر بغداد و یا مناطق پیرامونی پایگاه های نظامیان آمریکایی فراهم می‌نمایند.
یکی از پیمانکاران استخدام نیروی انسانی که در منطقه سبز فعالیت می‌کند، در فوریه سال 2007 میلادی اعلام نمود که وی 4 ماه را صرف برقراری ارتباطات لازم کرده است.
وی می‌افزاید، ما عوامل میانجی عراقی زیادی داشتیم که دختران ملوس و دلربای عراقی را برای ما فراهم می‌کردند. از سوی دیگر، در نامه الکترونیکی یکی از مدیران شرکت‌های پیمانکاری خصوصی اذعان گردیده است که تعداد از زنان چینی، فیلیپینی و اروپایی شرقی، جهت فاحشه گری برای نیروهای امریکایی و غربی به این کشور آورده شده‌اند (سایر گزارش‌ها نیز حاکی از آن است که از زنان چینی جهت روسپی‌گری در افغانستان، قطر و سایر کشورهای اسلامی بهره برده می‌شود چرا که گروهای تبهکار داخلی از جذب زنان محلی به اندازه کافی جهت این اقدامات نانوان هستند.) با گسترش دامنه جنگ در بغداد و سایر مناطق عربی این کشور، خروج نیروهای امریکایی از منطقه سبز با مشکلات و مخاطرات فراوانی رو به روست. لذا پیمانکاران خصوصی متقدند که باید فعالیت‌های سکسی خویش را به مناطق شمالی کردنشین عراق و یا هتل‌ها و بارهای شهر دبی امارات متحده عربی منتقل نمایند، چرا که این مکان‌ها مناسب‌ترین و آزادترین مناطق روسپی‌گری در خلیج فارس به شمار می‌روند. در این میان، هر یک از گروههای روسپی گری بعداد نیز باید برای مخفی شدن در برابر اقدامات گروه‌های شبه مسلح عراقی، هر چه بیشتر زیر زمینی گردند.
همان طور که خانم سارا مندلسون در گزارش جنگ بالکان با عنوان سرباز خانه‌ها و فاحشه خانه‌ها چنین اعلام می‌کنند که پروتکل ها و برنامه‌های دولتی بسیاری در جهت کند نمودن قاچاق انسان از سوی دولت ایالات متحده تدارک دیده شده است، اما بدون پی‌گیری و الزام قانونی، این قوانین راه به جای نخواهند برد. مقامات نظامی عموما چشمان خود را بر روی سوء استفادهای جنسی نظامیان از زنان می‌بندند، چرا که آنان خواهان ارتقای روحیه پرسنل خویش هستند. موثرترین راه جهت مخفی نگاه داشتن این سوء استفاده‌ها، نادیده گرفتن آن است، کاری که به خوبی از سوی مقامات نظامی انجام می‌گردد.
پاسخ به این سوال که چه کسانی در فراسوی قاچاق انسان هستند، همانند درک ماهیت قاچاقچیان مواد مخدر، به سختی ممکن است. لذا یافتن عاملان اصلی پدیده روسپی‌گری زنان عراقی و خارجی نیز به مراتب مشکل‌تر خواهد بود. گروه‌های فعال در این عرصه فعالیت‌های خویش را کاملا مخفی می‌کنند و نظامیان و شرکت‌های پیمانکاری نیز ترجیح می‌دهند که هیچ گونه اطلاعاتی را در این زمینه افشا نکنند.
با وجود همه این مشکلات نمی‌توان از این نکته صرف نظر نمودکه روسپی گری نظامی یک موضوع مهم در حوزه جنبش‌های زنان و جنبش‌های ضد جنگ می‌باشد، دلارهای پرداخت شده اما جهت مالیات، آتش جنگ عراق را شعله ور‌تر می‌کند و اگر حتی یک زن، به دلیل این اشغال نظامی مورد سوء استفاده قرار گیرد ما در برابر این جرم مسئولیم.
البته من در صدد گسترش دامنه مطالعه خویش هستم و از اطلاعات و معلومات پژوهشگران و روزنامه نگاران، کهنه سربازان کارکنان شرکت‌های پیمانکاری مهاجران و تبعیدی‌ها و یا زنانی که در گذشته به حرفه روسپی گری مشغول بوده‌اند بهر خواهم برد. چرا که شاید از این طریق بتوان سایر جنبه‌های ناگفته روسپی گری نظامی در خاورمیانه و همچنین نقش ارتش و پیمانکاران خصوصی ما را در این پدیده روشن نمود.هدف نهایی من این است که نه تنها انجام این جرایم علیه زنان را کندتر نمایم، بلکه در نهایت نگاه داشتن این حقیقت به بهای پایمال شدن حقوق زنان عراقی و نابودی ارزش درونی و اعتماد به نفس آنان تمام خواهد شد و این مسئولیت ماست که به عنوان شهروندانی آمریکایی، سوء استفاده های نیروهای نظامی خود علیه زنان عراقی را به پایان دادن به این اشغالگری متوقف کنیم.
منبع: www.Commondreams.org  نویسنده: دبرا مک نات  منبع:ماهنامه سیاحت غرب به نقل از اینجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:0  توسط بصیر  | 

یک نماینده کنگره آمریکا به فساد اخلاقی خود اعتراف کرد.
به گزارش روزنامه واشنگتن پست،"ویتو فوسلا"،نماینده کنگره آمریکا که چند روز پیش به علت رانندگی در حال مستی،توسط پلیس دستگیر شده بود،دیروز(جمعه)به داشتن رابطه نامشروع خود با زنی که افسر بازنشسته نیروی هوایی است،اعتراف کرد.  اعتراف نماینده کنگره آمریکا به فساد اخلاقی
فوسلا اعتراف کرد،بواسطه رابطه نامشروع طولانی مدت با"لورا فی"،سرهنگ دوم بازنشسته نیروی هوایی آمریکا،هم اکنون دختری سه ساله ازوی دارد.  
این نماینده 43 ساله که شش دوره نماینده کنگره آمریکا بوده، دارای زن و سه فرزند است. این نماینده دموکرات آمریکا در صورت محکوم شدن از سوی دادگاه،باید زندانی شود.

منبع:سایت عملیات روانی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:56  توسط بصیر  | 

حجاب و پوشش صحیح خانم ها، آثار و فواید فراوانى دارد که به بعضى از این قرار است:

الف) ایجاد آرامش روانى در فرد
یکى از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ایجاد آرامش روانى در افراد جامعه است که یکى از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسى است; در مقابل، فقدان حجاب و آزادى معاشرت هاى بى بندوبار میان زن و مرد، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى سکس را به صورت عطش روحى و یک خواست اشباع نشدنى درمى آورد که مخلّ آرامش روانى افراد است. غریزه ى جنسى، غریزه اى نیرومند، عمیق و دریاصفت است و هر چه بیش تر از آن اطاعت شود بیش تر سرکش مى گردد; هم چون آتشى که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر مى گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بى حیایى و برهنگى، اطاعت از غریزه ى جنسى بیش تر شده است، هجوم مردم به مسئله ى سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسى بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطعى است به کسانى که قایل اند همه ى گرفتارى هایى که در کشورهاى اسلامى و شرقى بر سر غریزه ى جنسى وجود دارد، ناشى از محدودیت هاست; و اگر به کلى هرگونه محدودیتى برداشته شود و روابط جنسى آزاد گردد، این حرص و ولع از بین مى رود.
البته از این افراد باید پرسید: آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته، توانسته است حرص و ولع جنسى را بکاهد یا آن را افزایش داده است؟![1]
پاسخ هر انسان واقع بین و منصفى به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسى در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل هاى جدیدترى از تمتّعات و بهره بردارى هاى جنسى در آن جا رواج و رسمیت مى یابد.
یکى از زنان غربى منصف، وضعیت جامعه ى غرب را در مواجهه با غریزه ى جنسى این گونه توصیف کرده است:"کسانى مى گویند مسئله ى غریزه ى جنسى و مشکل زن و حجاب در جوامع غربى حل شده است; آرى، اگر از زن روى گرداندن و به بچه و سگ و یا هم جنس روى آوردن حل مسئله است، البته مدتى است این راه حل صورت گرفته است!![2]"
ب) استحکام بیشتر کانون خانواده
یکى از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگى، اختصاص یافتن التذاذهاى جنسى به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوى تر زن و شوهر و در نتیجه، استحکام بیش تر کانون خانواده و، برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده مى گردد. یکى از نویسندگان، تأثیر برهنگى را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:
در جامعه اى که برهنگى بر آن حاکم است، هر زن و مردى، همواره در حال مقایسه است; مقایسه ى آنچه دارد با آنچه ندارد; و آنچه ریشه ى خانوده را مى سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مى زند. زنى که بیست یا سى سال در کنار شوهر خود زندگى کرده و با مشکلات زندگى جنگیده و در غم و شادى او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره اش شکفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد. در چنین حالى که سخت محتاج عشق و مهربانى و وفادارى همسر خویش است، ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه اى مى دهد; و این مقدمه اى مى شود براى ویرانى اساس خانواده و بر باد رفتن امیدِ زنى که جوانى خود را نیز بر باد داده است; و همه ى خواهران جوان لابد مى دانند که هیچ جوانى نیست که به میان سالى و پیرى نرسد و لابد مى دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداى بى طراوتى آنان، باز هم جوانانى هستند که بتوانند براى خانواده ى فرداى آنها،همان خطرى را ایجادکنندکه خودآنان امروزبراى خانواده ها ایجاد مى کنند.[3]
بنابراین باید گفت زنى که چادر بر سر مى گذارد، نه تنها اولین قدم را در حفظ کانون گرم خانواده برداشته، بلکه آبرو و شرافت مادرى را بدین وسیله فراهم ساخته است و خود را از آزار و اذیت ها و نگاه هایى که همچون تیر به قلب خانواده اصابت مى کند و آن را از هم مى پاشد محفوظ داشته است.
ج) حفظ و استیفاى نیروى کار در جامعه
یکى از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعى، حفظ و استیفاى نیروى کار در سطح جامعه است. در مقابل، بى حجابى و بدحجابى باعث کشاندن لذت هاى جنسى از محیط و کادر خانواده به اجتماع و در نتیجه، تضعیف نیروى کار افراد جامعه مى گردد. بدون تردید، مردى که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و ... همواره با قیافه هاى محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروى کارش کاهش مى یابد. برخلاف نظام ها و کشورهاى غربى، که میدان کار و فعالیت هاى اجتماعى را با لذت جویى هاى جنسى درهم مى آمیزند،[4]اسلام مى خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این گونه لذت ها پاک گردد و لذت هاى جنسى، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.[5]
پژوهش ها نشان مى دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها داراى حجاب کاملى شامل: پیراهن بلند چین دار، شلوار تا مچ پا و چادر بر روى لباس ها بودند. برابر متون تاریخى، در همه ى آن زمان ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آن که آزادانه در محیط بیرون از خانه رفت و آمد مى کردند و همپاى مردان به کار مى پرداختند، داراى حجاب کامل بودند و از اختلاط هاى فسادانگیز شدیداً پرهیز مى کردند.
د) فایده ى اقتصادى حجاب
استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکى، به دلیل سادگى و ایجاد یکدستى در پوشش بانوان در بیرون منزل، مى تواند از بُعد اقتصادى نیز تأثیرى مثبت در کاهش تقاضاهاى مدپرستى بانوان داشته باشد; البته به شرط این که خود چادر مشکى دست خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستى در چادرهاى مشکى نیز مشاهده مى گردد; به گونه اى که برخى از بانوان به جاى استفاده از چادرهاى مشکى متین و باوقار، به چادرهاى مشکى تورى، نازک و داراى طرح هاى جِلف و سبک که با هدف و فلسفه ى حجاب و پوشش تناسبى ندارند روى مى آورند.
یکى از دانشجویان محجبه درباره ى رواج فرهنگ مدگرایى در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم مى آید آن وقت ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه ى کسى بروم، لباسى را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمى شدم فردا بپوشم! احساس مى کردم مسخره است و سعى داشتم حتى اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدى رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتى را از خانم ها سلب کرده بود.[6]
پس مى توان گفت که چادر امنیت و آرامش زن را تأمین مى کند. زنانى که با خودآرایى وارد جامعه مى شوند، همواره نگران قضاوت دیگران در مورد خود هستند و ناآرام و مضطرب اند. در صورتى که زن مى تواند با رعایت حجاب کامل و پوشیدن چادر از دغدغه ى شرکت در یک رقابت و مدپرستى نجات یابد.
هـ) حجاب، مبارزه ى زنان با دشمنان اسلام
حجاب کامل بانوان در جامعه ى اسلامى مبارزه اى است با سلطه گران و جنایتکاران دنیا که همیشه سعى داشته اند با ترویج بى بندوبارى و بدحجابى، ارزش هاى اسلامى را پایمال و بر ملت هاى ستمدیده سلطه پیدا کنند. مستر همفر، جاسوس انگلیسى در کشورهاى اسلامى، در بخشى از خاطرات خود، آن جا که نقاط قوت مسلمانان را برمى شمارد، به مورد حجاب اشاره مى کند و مى گوید:
زنان مسلمان داراى حجابى محکم هستند که نفوذ فساد در میان آنها ممکن نیست; بنابراین باید آنان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید. پس از آن که زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد; و براى پیش برد این نقشه، لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.[7]
اگر چادر سر راه نفوذ دشمنان استعمارگر نبود، هیچ گاه یک جاسوس این اندازه براى زوال آن به فریبکارى نمى پرداخت. اگر حجاب اسلامى، به ویژه چادر، اهمیت خاصى نداشت، چه در کشورهاى اسلامى و چه در کشورهاى غربى، آن را به عنوان یک مدل لباس زنانه، در کنار صدها مدل دیگر مى پذیرفتند. اگر چادر از جایگاه حساس و ارزش بلند برخوردار نبود، هرگز استعمار غرب، رضاخان را بر آن نمى داشت که تمام حکومت خود را براى از بین بردن چادر بسیج کند. آرى چادر خیمه ى عفاف پیروان فاطمه(علیها السلام) است که با گذشت 14 قرن، نداى آزادى بخش آن حضرت هم چنان در گوش تاریخ طنین انداز است.
علاوه بر فواید یاد شده، فواید و آثار دیگرى نیز مى توان براى حجاب و پوشش نام برد; از جمله:حفظ ارزش هاى انسانى در جامعه، مانند عفت، حیا ومتانت و نیز کاهش مفاسد اجتماعى; هدایت، کنترل و بهره مندى صحیح و مطلوب از امیال و غرایز انسانى;تأمین و تضمین سلامت و پاکىِ افراد جامعه.[8]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. براى آگاهى از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر.ک: جلال رفیع، یادداشت ها و ره آوردهاى سفر نیویورک، در بهشت شدّاد آمریکاى متمدن، آمریکاى متوحش.
[2]. احمد صبورى اردوبارى، آیین بهزیستى اسلام، ج 3، ص 302.
[3]. غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 7069.
[4]. براى آگاهى از گستره ى کشانده شدن لذت هاى جنسى به محیط هاى کارى و اجتماع، و اعترافات صریح بعضى از زنان کشورهاى غربى درباره ى مزاحمت هاى جنسى نسبت به زنان و کودکان، ر.ک: احمد صبورى اردوبارى، بهایِ یک نگاه; محمدتقى فلسفى، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج 2، و روح الله حسینیان، حریم عفاف.
[5]. سه بُعد قبل، از کتاب مسئله ى حجاب، استاد مطهرى، ص 84 - 94 (با دخل و تصرف) اقتباس شده است.
[6]. ر.ک: احمد اردوبارى، همان، ج 3، ص 222.
[7]. مؤسسه ى فرهنگى قدر ولایت، حکایت کشف حجاب، ص 14.
[8]. براى آگاهى بیشتر درباره ى آثار و فواید حجاب و پوشش ر.ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامى; هم چنین درباره ى ضررهاى بدحجابى ر.ک: اسدالله محمدى نیا، آنچه باید یک زن بداند، بخش هاى 3، 4 و 5.

منبع: حسین مهدی زاده: http://www.porsojoo.com/fa/node/2211

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:21  توسط بصیر  | 

       آیا چادر ریشه ى دینى و قرآنى دارد؟ حسین مهدى زاده

 کلمه ى چادر واژه اى است پهلوى که به دو صورت «چادُر و چادَر»[1] به کار رفته و مترادف آن در زبان عربى، «جلباب»[2] و در زبان انگلیسى« [3] WRAPPER»است. چادر باوقارترین و بارزترین نمود عینى پوشش زن مسلمان است که سراسر بدن او را مى پوشاند. این حجاب برتر ریشه در قرآن هم دارد. خداوند متعال خطاب به پیامبرش فرموده است:

(یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً)[4]; اى پیغمبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را با چادر خود بپوشانند، که این کار براى آنها بهتر است، تا به عفت و حریت شناخته شوند و از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند; و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.

«جلابیب» جمع «جلباب» است و جلباب در کتاب هاى لغت معتبر، مثل لسان العرب، صحاح اللغة و معجم الوسیط، به «ملحفه» معنا شده است و ملحفه پوششى گسترده است که زن خود را در آن مى پیچد.[5] علامه طباطبایى در کتاب المیزان در ذیل همین آیه ى شریفه، جلباب را لباسى مى داند که زن با آن تمام بدن خود را مى پوشاند.[6] قبل از بررسى معنا و مفهوم جلباب، باید دید چادر رایج در بین زنان مسلمان و ایرانى چه نوع پوششى است و عناصر و مؤلفه هاى اصلى تشکیل دهنده ى آن چیست؟ با اندک تأملى مى توان گفت: چادر داراى دو مؤلفه ى اصلى ذیل است:
1. اندازه ى چادر: پوششى وسیع است که از بالاى سر تا پایین پاى زن را مى پوشاند.
2. کارکرد چادر: پوششى جلوباز که از بالاى سر، روى لباس هاى دیگر پوشیده مى شود و به نحو خاصى کنترل و جمع و جور مى گردد.
حال باید بررسى نمود آیا جلباب قرآنى که در بعضى تفاسیر از آن به ملحفه تعبیر شده است،[7] دو عنصر مذکور را دارد یا نه؟ اگر دو عنصر یاد شده را بتوان براى جلباب اثبات نمود، مى توان ادعا کرد که جلباب قرآنى همانند چادرهاى رایج فعلى است و گرنه نمى توان چنین ادعایى کرد; از این رو، به بررسى دو مؤلفه ى اندازه و کارکرد جلباب مى پردازیم:
الف) اندازه ى جلباب: تقریباً همه ى کتاب هاى لغت در این که جلباب پوششى وسیع است اتفاق نظر دارند، ولى دیدگاه هاى کتاب هاى لغت و تفسیر درباره ى اندازه ى دقیق جلباب متفاوت است. از مجموع کلمات لغویان و مفسران در مورد اندازه ى جلباب، به سه دیدگاه مى توان اشاره کرد:
دیدگاه اول: از کتاب هاى لغوى و تفسیرى استفاده مى گردد که جلباب پوششى فراگیر بوده که از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشانده است.[8]
دیدگاه دوم: جلباب پوششى بزرگ تر از خمار (مقنعه) بوده که کم تر از مقدار ردا، یعنى تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است. این دیدگاه از بعضى از کتاب هاى لغت، مثل مصباح المنیر فیومى استفاده مى شود.
دیدگاه سوم: جلباب همان خمار (مقنعه) است; پوششى که فقط سر و سینه ها را مى پوشاند. این دیدگاه از مفردات راغب اصفهانى به دست مى آید.
شواهد مختلفى وجود دارد که صحت دیدگاه اول و مخدوش بودن دیدگاه دوم و سوم را ثابت مى کند که بعضى از آنها عبارت اند از:
شاهد اول: درباره ى پوشش حضرت فاطمه ى زهرا(علیها السلام) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک این گونه نقل شده است:لاثت خمارها على رأسها و اشتملت بجلبابها.[9]
یعنى فاطمه ى زهرا(علیها السلام) خمار و مقنعه ى خویش را بر سر و جلباب، یعنى پوششى که شامل و دربر گیرنده ى تمام آن وجود مبارک بود، بر تن کردند. از نحوه ى پوشش حضرت در قضیه ى مذکور دو نکته استفاده مى شود:
نکته ى اول: پوشش حضرت در بیرون منزل، همان دو پوشش قرآنى مستقل از یکدیگر به نام «خمار» و «جلباب» بوده است; بر این اساس، نظر طرف داران دیدگاه سوم، مثل راغب اصفهانى در مفردات که جلباب را به خمار معنا کرده است، مخدوش مى گردد.
نکته ى دوم: از عبارت «و اشتملت بجلبابها»، به روشنى استفاده مى شود که جلباب، پوششى سرتاسرى بوده که تمام آن وجود مبارک، از سر تا قدم ها را فرا مى گرفته است; بنابراین، نظر طرف داران دیدگاه دوم; که قایل بودند جلباب تقریباً تا زانوها را مى پوشانده است، مخدوش مى گردد.
شاهد دوم: از کتاب هاى لغوى، مثل مصباح المنیر فیومى که گفته اند: «الجلباب ثوب اوسع من الخمار; جلباب پوششى گسترده تر از خمار است»، تباین و مستقل بودن خمار و جلباب به خوبى استفاده مى شود.
شاهد سوم: احادیثى هم چون حدیث نبوى «و لغیر ذى محرم اربعة اثواب: درع و خمار و جلباب و ازار»[10] که از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل نام برده است نیز، شاهد بطلان دیدگاه سوم است.
شاهد چهارم: زمخشرى و آلوسى از ابن عباس، صحابى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و شاگرد امام على(علیه السلام) نقل کرده اند که جلباب پوششى بوده که از بالا تا پایین بدن را مى پوشانده است;[11] که با این شاهد بطلان دیدگاه دوم اثبات مى شود.
حاصل این که جلباب قرآنى از نظر اندازه همانند چادرهاى زمان حاضر از بالاى سر تا پایین پا را مى پوشانده است. اگر چه ممکن است که از نظر شکلى غیر از چادر فعلى بوده است.
ب) کارکرد جلباب: براى فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوششى آن، لازم است معناى «ادناء» در آیه ى (یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ) معلوم شود. آلوسى از ابن عباس و قتاده و زمخشرى از ابن سیرین نقل کرده اند که مراد از «یدنین» قرار دادن جلباب در بالاى ابرو و گردن و جمع و جور کردن و قرار دادن گوشه هاى جمع شده ى آن در بالاى بینى است،[12] که معمولا بانوان متدین و حساس نسبت به رعایت حجاب در مواجهه با نامحرم چنین مى کنند. از عبارت ابن عباس، قتاده و ابن سیرین معلوم مى شود که جلباب همانند چادرهاى فعلى، پوششى جلوباز بوده است که واژه ى «یدنین» در آیه ى شریفه نیز مؤید این مدعاست; بنابراین، از نظر کارکرد و کیفیت پوشش نیز جلباب قرآنى، شبیه چادرهاى امروزى بوده است.
به رغم این که بحث بر سر الفاظ و نام گذارى نیست و مهم این است که حقیقت و مصداقى از پوشش، شبیه چادرهاى فعلى، در صدر اسلام موجود بوده است، خوش بختانه در کتاب هاى واژه هاى قرآنى و کتاب هایى که درباره ى جلباب بحث نموده اند، جلباب به چادر معنا شده است و این مؤید بسیار خوبى است بر این که آنها نیز به دلیل اشتراک مؤلفه ها و عناصر جلباب و چادر، همانند ما، از جلباب قرآنى معناى چادر را فهمیده اند.[13] حاصل این که، با توجه به مشابهت بسیار نزدیک جلباب قرآنى با چادر، از نظر اندازه و کارکرد، مى توان ادعا کرد که چادر ارتباط وثیقى با دین اسلام و قرآن دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. لغت نامه ى دهخدا و فرهنگ معین.
[2]. خلیل احمد فراهیدى، کتاب العین، ج 1، ص 302.
[3]. دکتر آریان پور، فرهنگ انگلیسى به فارسى.
[4]. سوره ى احزاب، آیه ى 59.
[5]. الملحفة: بالکسر، هى الملائة التى تلتحف بها المرأة (واللحاف) کل ثوب یتغطى به: ر.ک: فیومى، المصباح المنیر، ریشه ى لحف.
[6]. محمدحسین طباطبایى، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 16، ص 346.
[7]. به طور مثال ر.ک: شیخ طوسى، التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361; میرزا محمد مشهدى، کنزالدقائق، ج 8، ص 226 و فیض کاشانى، تفسیر صافى، ج 4، ص 203، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب، (آیه ى جلابیب).
[8]. به طور نمونه، ر.ک: شیخ طوسى، همان; بیضاوى، تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل; علامه طباطبایى، تفسیر المیزان و شیخ محمدجواد مغنیه، تفسیر الکاشف، ذیل آیه ى جلابیب; هم چنین از ابن عباس، مفسر بزرگ قرآن کریم این دیدگاه استفاده مى شود که در ضمن بررسى اقوال سه گانه خواهد آمد. در کتاب الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بیانه، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب (آیه ى جلابیب) آمده است: «جلابیب جمع جلباب اسم جامد للملاءة التى تشتمل بها المرأة قال المبرَّد: الجلباب ما یستر الکل مثل اللحفة»; هم چنین این دیدگاه از کلام ابن عربى در کتاب احکام القرآن در ذیل آیه ى جلباب نیز استفاده مى شود. علاوه بر کتب تفاسیر، از بعضى کتاب هایى که به طور مفصل درباره ى احکام زنان بحث کرده اند دیدگاه اوّل صریحاً استفاده مى شود; مثلا در کتاب المفصل فى احکام المرأة والبیت المسلم فى الشریعة الاسلامیة، ج 3، ص 3222 آمده است: انّه الملاءة التى تشتمل بها المرأة فتلبسها فوق ثیابها و تغطى بها جمیع بدنها من رأسها الى قدمها و الجلباب بهذا التعریف شبیه العَباءة».
[9]. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 98.
[10]. طبرسى، مجمع البیان، ج7، ص155.
[11]. عن ابن عباس: الرداء الذى یستر من فوق الى اسفل. زمخشرى، تفسیر کشاف، و آلوسى، تفسیر روح المعانى، ذیل آیه ى جلباب (آیه ى 59 سوره ى احزاب).
[12]. عن ابن سیرین سألت عبیدة السلمانى عن ذلک (یدنین)، فقال: ان تضع رداءها فوق الحاجب ثم تدیره حتى تضعه على انفها. شبیه تعبیر مذکور عبارت هاى مختلفى در تفسیر آلوسى، ذیل آیه ى جلباب نقل شده است که نحوه ى کارکرد جلباب را بیان مى کند; مثلا از ابن عباس و قتاده این گونه نقل شده است. «تلوى الجلباب فوق الجبینین و تشده ثم تعطفه على الانف و ان ظهرت عینها لکن تستر الصدر و معظم الوجه».
[13]. ر.ک: لسان التنزیل، تألیف قرن 4 و 5، ص 103، به اهتمام مهدى محقق; تفسیر ابوالفتوح رازى، ج 8، ص 191، ذیل آیه ى 59 سوره ى احزاب; میرزا ابوالحسن شعرانى، نثر طوبى، واژه ى جلباب; عبدالرحیم صفى پور، منتهى الارب فى لغة العرب، ج 1، ص 186، واژه ى جلب; ر. پ. آ: دزى، فرهنگ البسه ى مسلمانان، ص 117 و فیاض زنجانى، «رساله ى حجابیه»، مجله ى کیهان اندیشه، ش 60، خرداد و تیرماه، سال 1374، ص 112. و نسخه ى کهن تفسیر مفردات قرآن، ص190، قسمت مفردات، سوره ى احزاب. منبع:http://www.porsojoo.com/fa/node/2210

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:14  توسط بصیر  | 

سلام!

تا حالا شده حس افتخار کنی و چند لحظه بعد بترسی؟! تا حالا شده وقتی داری از سجده ی اول نمازت بلند میشی به خودت و انسان بودنت افتخار کنی و برای سجده ی دوم که سرت رو روی مهر می گذاری، بترسی؟! 

توی ایام عید کتاب رازهای نماز آیت الله جوادی آملی رو می خوندم.بعضی جاهای کتاب فلسفی بود. خب نمی فهمیدم. اما تکه هایی رو که فهمیدم برام خیلی جالب بود.از اسمش معلومه که از اسرار نماز میگه،برای همین جذبش شدم. یادتونه قبلا زیاد اینجا گفته بودم که کاش نمازم رو بفهمم؟ حالا هم میگم اما با یه نثر دیگه: کاش نمازم رو بیشتر بفهمم و غافل نباشم...از خودم بگذریم . پایه ی تمام چیزهایی که میگم از همون کتاب رازهای نماز و بر اساس احادیث و آیات هست. که توی کتاب با اسم نقل کننده ها یا شماره آیات بیان شده . اما دوست دارم اینجا با حرف دلم بیانشون کنم. حرفهای با دلم رو بین ... ها می گذارم...

روزی چندبار نماز می خونی؟ چند رکعت؟ ۵بار! ۱۷ رکعت! توی هر رکعت یه رکوع! ۱۷ رکوع! می دونی می خوام چی رو بگم؟ روزی چندبار به این فکر می کنی که " خدایا به تو ایمان دارم حتی اگر گردنم رو بزنی" آره تفسیر رکوع وقتی اونجوری گردنت رو جلو می بری اینه! :" خدایا به تو ایمان دارم حتی اگر گردنم رو بزنی".....کاش ایمان داشته باشم.... من که به امتحانات خدا می بازم!!... شاید دعایی می خوانمش... و گاهی اعتقادی... گاهی آرزو...کاش ایمان...

سجده! راز سجده ها برای من از همه ی رازهای نماز پر مفهوم تر و قشنگ تر بود.

 می دونی سجده نزدیک ترین حالت تو با تنها خالق یگانه ی عالمه؟ می دونی اونجا از همه جا به خدای خودت قرب بیشتری داری؟

راز سجده ی اول! وقتی به سجده  رفتی به این فکر کن که " خدایا من رو از زمین از خاک آفریدی."...چقدر خاک بودم... پست ... تهی...وقتی داری سر از سجده بر می داری یعنی " من رو از زمین بیرون آوردی"...خلقم کردی...روحم دادی...از روح خودت روحم دادی...اینجاست که پر از حس افتخار میشم...

وقتی برای سجده ی دوم سرت روی خاک می گذاری،یادت بیار که می میری! به خاک برمی گردی!...می میرم...به خاک بر می گردم...می ترسم...به مهربونی خدا امیدوارم اما از خطاهام می ترسم... از خشم خدا می ترسم...گاهی از ترس میگم:یا لطیف ارحم عبدک الضعیف...

وقتی از سجده ی دوم نمازت بلند میشی، اعتقاد داری که قیامتی هست.آخرتی هست.و "خدا باز تو رو از خاک بیرون میاره" ....وقتی باید تشهد بخونم با خودم میگم: کاش وقت قیامت هم بتونم بگم: "الحمدلله ،اشهد ان لا اله الا الله، وحده لا شریک له و اشهد انّ محمد عبده و رسوله، اللهم صل علی محمد و آل محمد" 

من خود نمی فهمم. و گاهی فکر می کنم کم می فهمم. اما همان را هم نمی فهمم. کاش غافل نبودم. حرفهای گاه گاهی دلم را گفتم، شاید دلی بر آشوبد.التماس دعا! منبع:وبلاگ اثری از بودن

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 1:26  توسط بصیر  |