در حرکت وبلاگی اخیر دوستان عزیزم برخی از نظرات حضرت امام و رهبرفرزانه انقلاب درباره صداو سیما درباره وظايف رسانه ملي در ارتباط با اخلاق عمومي، دين، علم، مديريت كشور و... را يادآور شده و با توجه به روشني كاركرد صدا و سيما در اين زمينهها از هرگونه توضيح اضافه خودداري ميكنم:
امام خمینی (ره) : "راديو و تلويزيون از تمام رسانه هايى كه هستحساستر است. راديو و تلويزيون مىتواند يك مملكت را اصلاح كند و مىتواند به فساد بكشد. تبليغات راديو و تلويزيون مىتواند از راه سمع مردم را با تربيت كند يا منهدم كند. " (28/4/58)
امام خمینی (ره) : "بايد كسانى كه فيلمسازند، بايد معلوم بشود كه اينها چكاره اند. چه جورى بوده اند، وضع روحى شان، وضع زندگى شان، وضع معاشرتشان، قبلا چه جورى بوده است آيا تحول حاصل شده برايش، تحول روحى، يا اينكه باز همان ته مانده سفره شان هست و قلبهاى شان. گاهى وقتها فيلم را خوب، بسياريها متوجه نمىشوند چى است، لكن محتوايش روى هم رفته انسان يك وقت مىبيند كه يا طرف چپ استيا طرف راست استيا رو به فساد است. " (16/5/61)
بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب
الف- صدا و سيما و اخلاقعمومى
هويت حقيقى جامعه، هويت اخلاقى آنهاست؛ اخلاقهاى رفتارى افراد جامعه؛ مثل انضباط اجتماعى، وجدان كارى، نظم و برنامهريزى، ادب اجتماعى، توجه به خانواده، رعايت حق ديگران - اينكه ديگران حقى دارند و بايد حق آنها رعايت شود، يكى از خلقيات و فضايل بسيار مهم است - كرامت انسان، احساس مسؤوليت، اعتماد به نفس ملى، شجاعت شخصى و شجاعت ملى، قناعت - يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينهها دچار مصيبت هستيم، بهخاطر اين است كه اين اخلاق حسنهى مهم اسلامى را فراموش كردهايم - امانت، درستكارى، حقطلبى، زيبايىطلبى - يكى از خلقيات خوب، زيبايىطلبى است؛ يعنى به دنبال زيبايى بودن، زندگى را زيبا كردن؛ هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را؛ محيط خانواده، محيط بيرون، محيط خيابان، محيط پارك و محيط شهر - نفى مصرفزدگى، عفت، احترام و ادب به والدين و به معلم.
اينها خلقيات و فضايل اخلاقى ماست. صدا و سيما خودش را متكفل گسترش اين خلقيات بداند. شما در هر برنامهيى كه مىسازيد، در هر سريال تلويزيونى، در هر محاوره، در هر ميزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و در هر گزارش، متوجه باشيد كه اين فضايل تقويت شود؛ اين چيزها نقض و زير پا انداخته نشود.
ب- صدا و سيما و دين
هم ايمان مردم بايد تقويت شود، هم معرفت و شناخت آنها. بايد توجه داشت ايمانى كه مردم پيدا مىكنند، سست، عوامانه، سطحى و قشرى نباشد؛ بشدت از اين پرهيز شود، برنامهى دينى بايد نسبت به دين شبههزُدا باشد، نه شبههزا.
ج-صدا و سيما و مديريت كشور
به نظر من سياست كلى صدا و سيما بايد تقويت مديريتهاى اجرايى كشور باشد. من توصيه نمىكنم كه صدا و سيما ضعفها و نارسايىها و كمبودها و خداى نكرده خيانتها را پوشيده بدارد؛ نشان دادن توفيقات و پيشرفتهاى كشور حتماً نبايد از زبان مسؤولان و دستاندكاران باشد در مورد پيشرفتها و توفيقات هم همين ميكروفون را بگيريد جلوى كسانى كه از اين پيشرفتها بهرهمند و برخوردار مىشوند. صِرف اينكه مدير مربوطه بيايد بگويد در راهاندازى فلان طرح براى پانصد نفر، هزار نفر يا پنجهزار نفر شغل ايجاد شد، كافى نيست؛ بايد موضوع را تبيين كرد.
د- صدا و سيما و علم
كرسىهاى نوآورى را تلويزيونى كنيد و چهرههاى علمىِ نوآورِ خوب را مطرح نماييد.
ه- صدا و سيما و مقولهى عدالت اجتماعى
به فضاى همدردى با فقيران دامن بزنيد. خوشبختانه صدا و سيما در چند سال گذشته برنامههاى بسيار خوبى در اين زمينه داشته، كه درخور تقدير است. دغدغهى عدالت را در ذهنها و دلهاى مردم دامن بزنيد؛ اين كار بسيار خوب است. البته سعى شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انسانىِ آنها از بين نرود. منتها در كنار دامن زدن به دغدغهى عدالت اجتماعى و رسيدگى به فقرا، زندگى اشرافى و تجملاتىِ پوچ و بيهوده را هم تخريب كنيد؛ اين زندگى واقعاً در خور تخريب است. زندگى تجملاتى نبايد بههيچوجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطهى منفى بهحساب بيايد.
و-چهرهپردازىهاى منفى و ناصالح
بشدت توجه كنيد كه چهرهپردازىهاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديدهام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهرهپردازى مىشوند؛ چرا؟البته من نمىخواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مىبينم كسىكه در رشتهى خودش اينقدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مىآورند و يكى دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگى او، به خانوادهى او و به گذشتهى سرتا پا كمارزش او مصروف مىكنند؛ چرا؟بهنظر من علاوه بر اينكه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مىخواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اينطور آدمهايى را؟! (مقام معظم رهبری ۱۱ آذر ۸۳ )
ز- افزایش قدرت تحلیل و بینش مردم
همت شما باید متوجه این امر مهم باشد كه مردم قدرت تحلیل و بینش صحیح سیاسی داشته باشند زیرا در این صورت است كه بسیاری از مسائل بدست خود مردم حل خواهد شد.
ح-تناسب با فرهنگ اسلامی
تولیدات نمایشی و موسیقی باید متناسب با فرهنگ مردم و موازین اسلامی باشند.
چند مطلب هم از وبلاگهای دوستان می اورم:
-- رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار با معاونان و مديران سازمان در تاريخ 16/11/81، افزايش انگيزه هاي عدالت خواهي در مردم را جزو وظايف سازمان صدا و سيما عنوان و اضافه مي كنند: «فرهنگ عدالت طلبي بايد به طور كامل در جامعه رواج يابد تا مردم آن را در همه ابعاد زندگي خود احساس و رعايت كنند و به گونه اي نشود كه افرادي كه از طريق تخلف از قانون و بي عدالتي، ميلياردها تومان ثروت نامشروع جمع كرده اند از مردم و كشور طلبكار شوند.»، حال بايد ببينيم جداي از برنامههاي صدا و سيما عملكرد خود مديران سازمان در بحث عدالت، ساده زيستي، تجمل گرايي و... چگونه بوده است.
-- ماده 9 اساسنامه صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران:" هدف اصلي سازمان به عنوان يك دانشگاه عمومي، نشر فرهنگ اسلامي، ايجاد محيط مساعد براي تزكيه و تعليم انسان و رشد فضايل اخلاقي و شتاب بخشيدن به حركت تكاملي انقلاب اسلامي در سراسر جهان ميباشد."
-- در بحث خط مشي كلي و اصول برنامه هاي سازمان صدا و سيما، در ماده یک از مديران آن خواستهشده است تا « حاكميت اسلام بر كليه برنامه ها و پرهيز از پخش برنامه هايي كه مخالف معيارهاي اسلامي باشد.» و در ماده دو گفته شده:«صدا و سيما بايد به مثابه يك دانشگاه عمومي به گسترش آگاهي و رشد جامعه در زمينه هاي گوناگون مكتبي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي كمك نمايد.» و در ماده شش تاکید شده بر «ارج نهادن به حيثيت انساني افراد و پرهيز از هتك حرمت آنان طبق ضوابط اسلامي»
-- رهبر انقلاب در سال 72، ضرورت پرهيز از تجملگرايي و ترويج فرهنگ و روحيه سادهزيستي را به عنوان يكي از محورهاي اصلي مديريت جريان فرهنگي كشور مطرح كردند. حال چرا در بسیاری از سریال ها و دکورهای برنامه های گفت و گو در صدا و سیما، تبلیغ کالاهای تجملاتی و مبل های گران قیمت و اشرافی می شود درحالی که می توان طور دیگری هم کار کرد.
--برخی مرا برای حضور در سازمان صدا و سیما سرزنش می کردند. با تمام حرف و حدیثهایی که بوجود آمده معتقدم از دور ایستادن و دستور «لنگش کن» صادر کردن مرام انقلابی نیست ؛ آنچه پس از چند سال حضور در رادیو جوان برای من باقیست اطمینان به نفس فوق العاده ایست از اینکه می توان بجای ارتکاب ابتذال برای سرگرم کردن مردم با نگاهی آرمانگرایانه، هم جذاب بود و هم سرگرم کننده. (این را برای لبیک گفتن به درخواست دوستم حامد طالبی در باب انتقاد از صدا و سیما گفتم). آرمانگرایی معطوف به عمل یعنی پریدن وسط معرکه. امروز دوستان بسیاری را می شناسم که برای تغییر وضع موجود و تحقق ایده هایشان مجهز به علم و عقیده اند چیزی که نهادی مانند صدا وسیما که جزء بنیادی ترین محملهای تحقق آرمانهاست سخت به آن محتاج است(از وبلاگ دکتر یامین پور)
-- مدتي پيش در برنامهاي كه وحيد جليلي سردبير سابق ماهنامه سوره به نقد عملكرد مديران بر اساس فرمايشات رهبري پرداخته بود چندين بار برنامه قطع و در بين آن موسيقي پخش شد، چرا كه آنجا در كنار نقد به آنچه امروز پخش مي شود از آنچه كه پخش نمي شود هم سخن به ميان آمد، ديگر سخن از نتوانستن به دلايلي امكاناتي و نيروي انساني و ... نبود بلكه سخن از نخواستن (عدم اراده) و يا ندانستن (ضعف مسئولين) به ميان آمد، در اين زمينه اینجا را ببينيد.
-- در حکم انتصاب مجدد آقاي علي لاريجاني به رياست سازمان صدا و سيما در تاريخ 5/3/1378آمده است:«صدا و سيما مدرسهاي عمومي براي همهي قشرها در سراسر کشور است و برنامههايي که از آن پخش ميشود چه مثبت و چه منفي، آثاري عميق در روحيه و فکر و رفتار و فرهنگ و بينش مخاطبان خود بر جاي ميگذارد، وظيفهي گردانندگان اين رسانهي سراسري از اين رو بسيار خطير و سنگين است. اندکي غفلت از گردش امور و بيتوجهي به تصميمگيريها و برنامهريزيها در آن، گاه آثار بيجبراني بر جاي ميگذارد.»
--- مقام معظم رهبری یک ماموریت محوری برای صدا و سیما ترسیم کردند:« ...آن ماموریت محوری عبارت است از مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، روحیه، اخلاق رفتاری جامعه، جهتدهی به فکر عمومی و فرهنگ عمومی، آسیب زدایی از فکر و فرهنگ و اخلاق جامعه، تشویق به پیشرفت – یعنی روحیه دادن – و زدودن احساس عقب ماندگی.» آیا به واقع چنین رویکردی در صدا و سیما دنبال می شود. رهبر انقلاب فرمودند: «همه برنامه های شما باید پیام داشته باشد ... من می بینم گاهی اوقات این فیلم های خارجی که پخش می کنند، در آنها پیام های عجیبی هست؛ پیام های فرهنگی و گاهی پیام های دینی که انسان اصلا احساس هم نمی کند.» فیلم ها و سریال های ساخت جمهوری اسلامی چقدر حرف برای گفتن دارند؟ در سریال ها و فیلم چقدر تلاش می شود تا یک مفهوم متعالی به طور غیر مستقیم برای مردم تبیین شود؟ روحیه قناعت که مطابق کلام رهبری باید تکریم می شد و روحیه مصرف گرایی و مصرف زدگی که باید نفی می شد چه طور؟ آیا رویکردهایی که ایشان یک به یک و ریز به ریز بر شمردند و متذکر شدند، عزمی برای تحققشان ایجاد شده است؟؟؟
--
یک انتقاد کوچک ولی مهم از حرکت های وبلاگی مثبت!
قبل از ورود به بحث انتقادی را به برخی نقدهای دوستان و حرکت های وبلاگی اخیر دوستان دارم و آن این است که ای کاش درباره نقد نظام آموزشی در دانشگاه و اموزش و پرورش و هنر و همچنین درباره بحث جنبش نرم افزاری و تولید علم و نهضت آزاد اندیشی و درباره لزوم جریان اسلام در تمام جوانب زندگی بشر و همچنین درباره خطر تبلیغات بودیستی- مسیحی- صهیونیستی و همچنین درباره نقد آثار صهیونیستی در حوزه فرهنگ و سینما و سیاست و درباره شیوه های نوین برده داری و استعمارجدید و فرانوین و همچنین درباره خطرات زیاد ورزش استحماری-فریبنده فوتبال و درباره اغواگری رسانه ها و ... در یک کلام درباره موضوعات اساسی زندگی که روزانه به ان مبتلا هستیم، نیز حرکت های وبلاگی دیگری راه می افتاد. البته با شناختی که از دوستان دارم می دانم به فکر هستند. دوستان درباره روند و فلسفه حاکم بر این حرکت های وبلاگی باید برنامه ریزی کرد. می دانم که هر دم بیلی و عشقی کار نمی کنید.
ای کاش! و ای کاش! سایت های حزب اللهی ...نیوز و ...نیوز و ...نیوز و....نیوز و خبرگزاری... و خبرگزاری.... و.... در کنار مسائل سیاسی و حتی بیش از آنها به مسائل علمی و فرهنگی می پرداختند. دوستان من! بیایید بپذیریم که واقعا اگر من و شما هم رئیس رسانه ملی یا برخی سازمان های فرهنگی بودیم شاید بیش از این خراب می کردیم. اکنون باید خودسازی علمی-فرهنگی را در اولویت قرار دهیم تا بتوانیم خود و دیگران را در مسیر نیروسازی قرار دهیم تا مدیران ما مجبور شوند از نیروهای ساخته شده و توانمند و ماهر و متعهد حزب اللهی در برنامه هایشان استفاده کنند....نقدهای وبلاگ صهیون پژوه را حتما ببینید....
| استقبال مردم انگلیس از فعالیت پلیس محجبه |
|
حضور افسر پلیس ویژه به عنوان نخستین پلیس محجبه کمبریج شایر و استقبال گرم ساکنان این شهر، ضرورت فعالیت اقلیت مسلمان در نیروهای پلیس کشورهای غربی را مورد توجه قرار می دهد به گزارش"خدمت"، رکسانا بیگم 23 ساله پس از آنکه تصمیم گرفت هنگام انجام وظیفه حجاب خود را حفظ کند اظهار داشت: واکنشهای مثبت مردم عامل اعتماد به نفس من بوده است.وی گفت: بسیاری از مردم نزد من آمده و از اینکه به عنوان مسلمان نماینده ای در پلیس برای آنها محسوب می شونم ابراز مسرت کردند. مردم همچنین برای پیشبرد کارم آرزوی موفقیت می کنند.نخستین پلیس زن مسلمان اظهار می دارد واکنشهایی که تاکنون دریافت کرده همان موارد مورد نظر وی بوده است؛ چرا که هرگز به واکنشهای منفی فکر نمی کرده و همانطور که انتظار داشته مردم از حجاب وی استقبال کرده اند.چرا که این امر می تواند علاوه بر حفظ حقوق مسلمانان، تردیدها و سوء ظنهای بی مورد نیروهای پلیس علیه جوامع اسلامی را کاهش دهد. وی جامعه بریتانیا را از نظر دینی و نژادی متکثر توصیف کرد و گفت: از سوی همکاران خود در نیروی پلیس مورد حمایت قرار گرفته بنابراین در نظر دارد سایر مسلمانان را برای ملحق شدن به نیروی پلیس ترغیب کند.وی گفت: اگر هر فردی عللی برای دلسرد کردن من از حجاب ارائه دهد، این امر باعث نمی شود که حجاب را کنار بگذارم. پس از حملات یازدهم سپتامبر رسانه ها تصاویر منفی درباره مسلمانان منعکس کردند، اما مردم باید درک کنند که اسلامی که میلیونها نفر از آن تبعیت می کنند دینی صلح آمیز است.رکسانا اخیرا تحصیلات خود را در رشته جرم شناسی دانشگاه انجلینا راسکین تکیمل کرده است اما از چهار سال پیش در نیروی پلیس بریتانیا فعالیت می کند. تصمیم وی برای حفظ حجاب هنگام خدمت باعث شد اداره پلیس کمبریج شایر حجاب ویژه ای برای وی طراحی کند که با لباس متحدالشکل نیروی پلیس همخوانی داشته و معیارهای اسلامی را نیز رعایت کند.هفته گذشته وی در برنامه استخدام نیروهای جدید شرکت کرد تا افسران پلیس مسلمان را به حضور پررنگ تر در جامعه دعوت کند.در پی حملات انفجاری یازدهم ژوئیه 2005 در بریتانیا پلیس این کشور به دنبال سوء ظن به مسلمانان مرتکب اشتباهات بسیاری از جمله کشتن یک فرد بیگناه غیر مسلمان شد، رهبران مسلمان آمریکا امیدوارند فعالیت نیروهای مسلمان زن و مرد در نیروی پلیس این کشور بتواند حقوق مدنی مسلمانان را حفظ کرده و از تردیدهای بی علت و بیمورد پلیس به جامعه مسلمان که تنها به علت لباس، پوشش، نام و اعتقادات دینی صورت می گیرد کمرنگ شده و از بین ببرد. اقلیت مسلمان بریتانیا همچنین اوایل ماه جاری میلادی به منظور تأمین امنیت و نیازهای افسران مسلمان و کارکنان نیروی پلیس در بریتانیا اقدام به تأسیس انجمن ملی پلیس مسلمان بریتانیا کردند. این انجمن نماینده افسران و کارمندان اداره پلیس در سراسر پادشاهی متحد بریتانیا است که صدای آنها را منعکس می کند.انجمن ملی پلیس مسلمان بریتانیا که از زنان محجبه و مردان تشکیل شده از به خدمت گیری، حفظ و پیشرفت افسران و کارمندان مسلمان در نیروی پلیس حمایت می کند، ایجاد اعتماد کرده و کیفیت خدمات پلیس به جوامع اسلامی را ارتقاء می دهد.این انجمن همچنین مسلمانان را به ملحق شدن به نیروی پلیس برای نمایندگی مسلمانان در این نهاد دولتی ترغیب می کند.اقلیت مسلمان بریتانیا که حدود 2 میلیون نفر ارزیابی می شوند پس از حملات انفجاری سیستم حمل و نقل لندن نسبت به تبعیض نژادی و دینی اعتراض کرده و تأکید می کنند که سیاستهای دولت برای مبارزه با تروریسم تأثیر نامطلوبی بر وضعیت زندگی آنها گذاشته است.پیش از این نیز خبر فعالیت پلیس زن محجبه در استرالیا مورد توجه رسانه ها قرار گرفت که پس از فارغ التحصیلی ااز دانشکده پلیس و طراحی روسری ویژه ای برای وی آغاز به کار کرد.روسریهایی که برای زنان محجبه در نیروهای پلیس طراحی می شود باید با رعایت معیارهای خاصی همراه باشد که علاوه بر برطرف کردن نیاز دینی، استانداردهای بهداشتی و بی خطری را برای آنها فراهم کند. منبع: سایت تحلیلی خدمت |
رفراندوم حجاب در ترکیه

وقتى حزب حاکم اسلام گراى ترکيه کانديدايى را پيشنهاد کرد که همسرش فردى محجبه با پوشش اسلامى بود، سکولارها واکنش خشمگينانهاى نشان دادند.در حالى که مردم عمدتا مسلمان ترکيه به منظور شرکت در انتخابات سراسرى کشورشان به پاى صندوقهاى راى مىروند، برخى اميدوارند که اين انتخابات به يافتن پاسخ اين پرسش جنجال برانگيز کمک کند که آيا زنان ترکيه در اين کشور سکولار مجاز خواهند بود در اماکن عمومى و ادارات دولتى از حجاب استفاده کنند؟
به گزارش ايسنا خبرگزارى آسوشيتدپرس در گزارشى پيرامون انتخابات سراسرى ترکيه که امروز برگزار مىشود، آورده است: در حقيقت اين توفان جار و جنجال بر سر پوشش اسلامى زنان بود که باعث شد انتخابات سراسرى زودهنگام در ترکيه برگزار شود. وقتى حزب حاکم اسلام گراى ترکيه کانديدايى را پيشنهاد کرد که همسرش فردى محجبه با پوشش اسلامى بود، سکولارها واکنش خشمگينانهاى نشان دادند. در پى معرفى عبدالله گل، وزير امور خارجه ترکيه به عنوان کانديداى حزب حاکم براى احراز مقام رياست جمهورى اين کشور، احزاب و گروههاى اپوزيسيون راىگيرىها در پارلمان را براى معرفى رئيس جمهور آيندهشان تحريم کرده و سکولارها در اعتراض به کانديداتورى گل تظاهرات گستردهاى را در شهرهاى متعدد بر پا کردند.
اين گزارش مىافزايد: احزاب و گروههاى اپوزيسيون مىگويند مايه شرم است که بانوى نخست ترکيه با داشتن پوشش اسلامى در عمارتى سکنى گزيند که زمانى تحت تصرف بنيانگذار ترکيه يعنى مصطفى کمال آتاتورک بود، کسى که جامعه سکولار ترکيه را از بطن ويرانههاى امپراطورى عثمانى احيا کرد. دولت ترکيه در نهايت مجبور شد که کانديداتورى عبدالله گل را ملغى اعلام کند و خواستار برگزارى انتخابات پيش از موعد در ماه ژوييه شد. حزب حاکم عدالت و توسعه در ترکيه که ريشه در جنبش اسلامى در اين کشور دارد، اگر چه از سال 2001 تاکنون از اکثريت دو سوم کرسىهاى پارلمانى برخوردار بوده اما براى لغو ممنوعيت استفاده از پوشش اسلامى آنچنان که بايد اعمال فشار نکرده است. نخست وزير ترکيه در جريان يک گفتگوى تلويزيونى اظهار داشت که چنانچه حزبش قدرت را مجددا تصاحب کند، موضوع حجاب را کانون توجه خود قرار خواهد داد. وى افزود که بر طرف کردن کشمکشها بر سر مسئله حجاب نيازمند اجماع نظرى اساسى است منبع:سایت تحلیلی بصیرت .
| |||||
![]() | |||||
|
| |||||
|
متن كامل اعترافات عوامل بيگانه هاله اسفندياري، كيان تاجبخش و رامين جهانبگلو در برنامه تلويزيوني نحوه همكاري خود را با بيگانگان تشريح كردند. به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس ، فيلم اعترافات هاله اسفندياري، يحيي كيان تاجبخش و رامين جهانبگلو سه تن از عناصر مرتبط با بيگانگان، چهارشنبه و پنچشنبه شب 28 و 29 تير در برنامه "به اسم دموكراسي " از شبكه يك سيما پخش شد و اين افراد به تشريح اقدامات خود در ايران پرداختند. | |||||||||||||
| منبع: سپهرنیوز: شنبه 30 تير 1386 کد:8590-1386 | |||||||||||||
|
انقلاب مخملي يا كودتاي مخملي در بررسي اين تحولات اين سؤال اساسي مطرح است كه آيا دراين تحولات، آمريكا نقش بلامنازعه و فعال مايشاء برخوردار است يا اينكه شرايط دروني اين كشورها موجد و زمينه ساز اين قبيل تحولات مي باشد؟ بصيرت:پس از رسوايي تهاجم نظامي ايالات متحده آمريكا به عراق و مخالفت هاي جهاني ، چندي است اين كشور در راستاي شعار مبارزه با تروريسم ولي با هدف تسخير كشورهاي اسلامي و تثبيت هژموني خود بر منطقه استراتژيك خاورميانه ، اهداف سياسي خود را در قالب انقلابهاي آرام و رنگين پيگيري مي كند كه اصطلاحاً به انقلابهاي مخملين معروف شده است . تاكنون حمايت هاي مالي وپشتيباني هاي عملياتي آمريكا از مخالفين حكومتهاي گرجستان ، اوكراين و قرقيزستان ، موجب شده است كه طرفداران غرب و آمريكا به آرامي و بدور از خشونت معمول انقلابها ، زمام امور را دراين كشورها بدست گيرند. بسياري از تحليلگران سياسي معتقدند انقلابهايي ازاين دست كه البته براي آمريكا نيز هزينه كمتري دارد، در ديگر كشورهاي آسياي مركزي و كشورهاي اسلامي منطقه مثل لبنان ، سوريه، مصر و ايران نيز درحال پيگيري و كليدخوردن است.
عدم رهبري واحد درميان اپوزيسيون ؛ جريانات و گروههاي رنگارنگ مخالف و معاند جمهوري اسلامي ايران آنقدر با هم اختلاف در مرام و عقيده و روش اجرائي و.... دارند كه نمي توانند حول يك شخصيت و آلترناتيو براي رهبري انقلاب مخملين عليه حكومت تجمع نمايند. البته برخي گروههاي سياسي فرصت انتخابات نهم رياست جمهوري را مغتنم شمرده و مي خواهند كانديداي مشتركي را معرفي نمايند كه نقش رهبري اپوزيسيون را هم داشته باشد. ناكامي صندوق 75 ميليون دلاري/ مجيد مهرابي دلجو
«در طبقات فوقاني ساختماني با سبك معماري دهه 1970 در قلب شهر كويري دبي، گروهي از مقامات وزارت خارجه آمريكا دفاتري را تشكيل دادهاند كه در ادامه تلاش آمريكا براي كنترل بهتر ايران و تشويق تغييرات سياسي در اين كشور فعاليت ميكنند.» جداي از اين گونه فعاليتها، اختصاص 75ميليون دلار از سوي كنگره آمريكا به دولت بوش، براي آنچه بوش و مشاورانش از آن به عنوان اجراي برنامههايشان در ايران ياد كرده بودند، خبر از برنامهريزي آنها براي ايجاد انقلابي غير خشن در ايران ميداد. چند ماه پس از گزارش نيويورك تايمز، مدير كل ضدجاسوسي وزارت اطلاعات در يك نشست خبري جزئيات كشف و شناسايي و متلاشي كردن شبكههاي جاسوسي وابسته به اشغالگران عراق را تشريح كرد. وي در حالي از مورد استفاده قرار گرفتن برخي چهرههاي دانشگاهي از سوي سرويسهاي اطلاعاتي بيگانه ابراز نگراني كرده بود كه چند روز پيشتر هاله اسفندياري و در پي آن كيان تاجبخش كه به زعم آمريكاييها استاد دانشگاه بوده و براي كارهاي پژوهشي در ايران به سر ميبردند، دستگير شده بودند. اين 2نفر يكي در مركز ويلسون و ديگري در بنياد سوروس فعاليت ميكردند. ويلسون؛ در ظاهر علمي در سال 1961 بنيادي به نام رئيس جمهوري وقت آمريكا، ويلسون و به منظور پيگيري اهداف جهاني تاسيس شد. گفته ميشود اين موسسه كه در ظاهر روي مسائل و موضوعاتي همچون مردمسالاري، توسعه اجتماعي، نسلشناسي، مذهبشناسي و... متمركز است، ارتباطات عميقي با كميته اسرائيلي آيپك دارد. لابي آيپك، لابي رسمي اسرائيل در ايالات متحده است كه سمينارهاي گوناگوني را براي شناخت بيشتر تحولات سياسي ايران، در دهه گذشته برگزار كرده است. هاله اسفندياري در مركز مطالعه خاورميانه موسسه ويلسون، به عنوان مدير، مشغول به كار بود و طرحهاي سياسي اين موسسه در دهه گذشته توسط وي انجام ميشد. اما به نظر، اين موسسه، اهداف كميته اسرائيلي آيپك را براي «انقلابي از درون» پي ميگرفته است. از اسفندياري به عنوان نخستين رئيس اتاق ايراني لابي آيپك نام بردهاند. وزارت اطلاعات در بيانيهاي كه درباره دستگيري هاله اسفندياري در تاريخ 31 ارديبهشت 86 منتشر كرد و روي خروجي ايرنا منعکس شد با اين توضيح كه تلاش برخي موسسات و بنيادها و سازمانهاي آمريكايي براي اثرگذاري در جمهوري اسلامي مشخص شده است عنوان داشت: اين نهادها سعي دارند تحت پوشش عناويني همچون دمكراسيسازي، حقوق بشر و غيره نقشي را ايفا كنند كه سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي آنها در سالهاي گذشته عليه كشورهاي هدف انجام ميدادند. يك يهودي با پيشبينيهاي ناموفق همسر يك يهودي به نام شائول بخاش كه سردبير روزنامه كيهان انگليسي در دهه 40 و 50 بوده است، در ارديبهشت ماه سال جاري به اتهام جاسوسي در ايران دستگير شد. وزارت اطلاعات در بيانيهاش، هاله اسفندياري را به عنوان مدير و موسس برنامههاي خاورميانه مركز ويلسون در آمريكا معرفي كرد و در ادامه آورد كه اين مركز حلقه اتصال ارتباط ايرانيان با سازمانها و نهادهاي آمريكايي بوده كه با هدف توانمندسازي عرصههاي موثر جامعه در راستاي اهداف بيگانگان، فعاليت ميكرده است. بخاش همسر هاله اسفندياري همان كسي بود كه در سال1362 در اوج جنگ تحميلي در كتابي به نام «حكومت آيتاللهها: ايران و انقلاب اسلامي» وعده فروپاشي جمهوري اسلامي را در آيندهاي نزديك داده بود.زماني كه هاله اسفندياري در سال 1358 پس از ممنوعيت فعاليت موسسه مطبوعاتي آيندگان به اسرائيل گريخت در اطلاعيه دادستاني انقلاب اسلامي كه كيهان در همان سالها آن را منتشر كرد، از نجاش و همسرش هاله اسفندياري به عنوان ماموران ويژه صهيونيسم ياد شده بود. سال 1384، كميته اسرائيلي آيپك كه پيش از اين سمينارهاي گوناگوني را براي شناخت بيشتر تحولات سياسي ايران برگزار نموده بود، سمينار ديگري را با شعار «هماكنون زمان متوقف كردن ايران است» برگزار كرد. هدف اين سمينار مقابله با برنامههاي اتمي ايران بود و هاله اسفندياري مجريگري آن را برعهده داشت. جورج بوش، ايهود اولمرت، هيلاري كلينتون، جان بولتون و كاندوليزا رايس در اين سمينار سخنراني كردند. سوروس؛ ميلياردر توطئهگر هاله اسفندياري به عنوان مدير مركز مطالعات ويلسون در ايران چند ماهي فعاليت كرد. اما پس از آن، ارتباط وي و مركزي كه مديريت آن را به عهده داشت با بنيادهاي براندازانه رو شد. اسفندياري در بازجوييهاي اوليه خود كه در ذيل بيانيه وزارت اطلاعات، ايرنا آن را منتشر كرد اعتراف كرده است كه فعاليتها و برنامههاي مربوط به ايران در برنامه خاورميانه مركز ويلسون، از طريق بنياد معروف آمريكايي، سوروس حمايت و پشتيباني مالي شده است. وي همچنين اعتراف كرده است كه بنياد سوروس در ايران با ايجاد يك شبكه ارتباطي غيررسمي و تلاش براي توسعه و گسترش آن، اهداف براندازي خود را دنبال ميكرده است. بنياد «جامعه باز» كه به سوروس معروف است، متعلق به يك يهودي مجاري تبار ساكن آمريكا به نام جورج سوروس است كه نقش كليدي را در انقلابهاي رنگارنگ اخير در چند كشور بازي كرده است. رسانههاي خبري آمريكا فعاليت بنياد مذكور را از كمك انساندوستانه گرفته تا بهداشت عمومي و رعايت حقوق بشر و اصلاحات اقتصادي عنوان ميكنند. اما سياستمداران كشورهايي كه به نوعي با پديده «انقلاب مخملي» غريب نبودهاند قطعا اعتقادي خلاف اين دارند و به هدف براندازي نرم و خاموش اين بنياد در كشورهاي مختلف ايمان دارند.روند كاري بنياد سوروس به اين شكل بوده كه يك مركز مطالعاتي را در كشورهاي مختلف فعال ميكرده و سپس با ارزيابي مخالفان دولت مركزي، زمينه را براي تحولي آرام و به شكست كشاندن دولت يا حكومت فراهم ميكرده است.شاخصترين فعاليت بنياد سوروس در سالهاي اخير در تحولات گرجستان و اوكراين نمود پيدا كرد. اين بنياد در گرجستان با صرف 20 ميليون دلار به حمايت از مخالفان «شوارد نادزه» پرداخت.دليل اين اقدام موضع دوپهلوي رئيس دولت گرجستان در قبال روسيه بود كه خود را مايل به تداوم مناسبات گرم با مسكو نشان ميداد و اين خلاف سياستهاي آمريكا بود. سوروس با خرج هزينهاي بالغ بر 500 هزار دلار در شبكهاي معروف به روستاوي2 كه مهمترين نقش را در انقلاب مخملي گرجستان داشت، به براندازي دولت نادزه دست يازيد. وزراي آموزش و پرورش، دادگستري، دارايي و ورزش در كابينه جديد گرجستان قبلاً كارمند دفاتر جورج سوروس بودند! اقدامات اينچنيني سوروس در كشورهاي ارمنستان، اوكراين، آذربايجان، تاجيكستان، قزاقستان و حتي تركيه نيز نمود پيدا كرد.سوروس سعي دارد تا در مناطقي از جهان با بهانه قرار دادن حمايت از دمكراسي و حقوق بشر، جريانات سياسي را به طرف منافع صهيونيسم هدايت كند. مهمترين ابزار اين بنياد، سرمايه هنگفت آن و اقدام از طريق برنامههاي مختلف سياسي، فرهنگي و اجتماعي است. حضور مرموز يك استاد دانشگاه اعترافات اوليه هاله اسفندياري مبني بر اينكه فعاليتها و برنامههاي مركز ويلسون، از طريق بنياد آمريكايي سوروس حمايت و پشتيباني مالي ميشده است، منجر بدان شد تا كيان تاجبخش، مدير و نماينده اين بنياد آمريكايي در ايران شناسايي و دستگير شود. وي در تحقيقات اوليه اظهار داشت كه بنياد سوروس در ايران با ايجاد شبكه ارتباطي غيررسمي و تلاش براي توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال ميكرده است. كيان تاجبخش را رسانهها يك جامعهشناس شهري و مدرس دانشگاههاي ايالات متحده معرفي ميكنند. وي از سال 1383 با عنوان استاد دانشگاه نوين تحقيقات اجتماعي نيويورك در كلاسهاي جامعهشناسي شهري حاضر ميشده است.روزنامه كيهان از او به عنوان كسي كه با راهاندازي كارگاههاي مطالعاتي سعي در تئوريزه كردن اهداف بنياد سوروس داشته است، ياد ميكند. وي همچنين حضوري پررمز و راز در حلقههاي فكري مجامع هنري لائيك داشته است... حامي صلح، بازرگان و... بيستم خرداد ماه، سخنگوي وزارت خارجه در نشست هفتگي خود با خبرنگاران از بازداشت يك ايراني ديگر كه تبعه آمريكاست، سخن گفت.محمد علي حسيني از قول منابع رسمي از اتهام علي شاكري سخني نگفت ولي از اشاره به اين نكته هم امتناع نكرد كه برخي منابع خبري اتهام وي را جاسوسي عنوان كردهاند. علي شاكري برخلاف هاله اسفندياري و كيان تاجبخش، رفت و آمد دانشگاهي در محافل علمي نداشت. خبرگزاري فرانسه در واكنش به دستگيري شاكري، وي را به عنوان كارمند يك سازمان غيردولتي آمريكايي كه براي ارتقاي صلح كار ميكند، معرفي كرد اما يكي از روزنامههاي داخلي ايران همان زمان نوشت كه اين سومين عنصر مخفي است كه ميتواند به روشن شدن ارتباطات مخفي بين گروههاي مخالف برانداز در كشور كمك كند. نيويورك تايمز او را به عنوان يك بازرگان مقيم كاليفرنيا معرفي ميكند كه در عين حال براي مركز برقراري صلح شهروند در دانشگاه كاليفرنيا كار ميكند، اما منابع ديگري هم او را به عنوان كسي كه در زمينه اخذ وامهاي بانكي و امور ملكي در لسآنجلس فعال است، معرفي ميكنند. پيش از دستگيري هاله اسفندياري و در پي آن كيان تاجبخش و بالاخره علي شاكري، پرونده نازي عظيما هم در رسانههاي خبري بيگانه كم سر و صدا نكرد.پرناز (نازي) عظيما، خبرنگار راديو فردا كه تابعيت ايراني و آمريكايي دارد به اتهام اقدام عليه امنيت ملي ممنوعالخروج شده بود.حسن حداد، معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران چندي پيش اتهام نازي عظيما را همكاري با راديوي ضد انقلاب فردا و ساير راديوهاي ضد انقلاب عنوان كرد و گفت: با توجه به سابقه نامبرده و ادامه كار با راديوي ذكر شده برخلاف تعهدات قبلي، وي دستگير شده و پروندهاش در حال رسيدگي است. دشنامهاي ديپلماتيك بنياد سوروس از سازمانهاي رسانهاي بزرگ جهان است. اين بنياد، شبكههاي تلويزيوني، خبرگزاريها، سايتها، خبرنامهها و روزنامههاي زيادي را در سطح جهان هدايت ميكند. بلافاصله پس از دستگيري اسفندياري، تاجبخش و شاكري، رسانههاي سوروسي و ديگر رسانههاي غربي آنچه را که چندان هم دور از انتظار نبود، نشان دادند. نيويورك تايمز نوزدهم ارديبهشت با درج مطلبي از هاله اسفندياري به عنوان محققي ياد كرد كه با جمهوري اسلامي ايران ضديتي ندارد. اين روزنامه با تئوريسازي اختلاف هواداران تندروي احمدينژاد و هاشميرفسنجاني، بازداشت اسفندياري را به اين موضوع ربط داده بود! راديو فردا و راديو بي.بي.سي قبل از آنكه منابع رسمي در داخل ايران، بازداشت هاله اسفندياري را تأكيد كرده باشند، به نقل از لي هميلتون، رئيس مؤسسه «وودرو ويلسون» از بازداشت وي خبر دادند و او را صرفاً يك استاد دانشگاه و پژوهشگر معرفي كردند.سي.ان.ان ضمن پرداختن به جريان دستگيري اسفندياري و تاجبخش، فعاليتهاي بنياد سوروس را تا حد كمكهاي انساندوستانه و بهداشت عمومي تقليل داد. بي.بي.سي سوروس را مؤسسهاي براي پيشبرد دمكراسي و اصلاحات اقتصادي معرفي كرد. اظهارنظرهاي عجولانه مقامات كاخ سفيد و رسانههاي متعلق به آن نشان داد كه كاخ سفيد نشينان از دستگيري اين عناصر چندان خشنود نيستند. اين اظهارنظرها كه گاه با دشنامهاي ديپلماتيك هم همراه ميشد، ثابت كرد كه روزهاي اخير روزهاي تعيينكنندهاي براي جريان حامي براندازي نرم در ايران بوده است.جورج بوش با انتشار بيانيهاي اعلام كرد كه من بازداشت آنها را به دست مقامات ايران قوياً محكوم ميكنم، آنها بايد سريعاً و بدون شرط آزاد شوند. رئيس جمهوري آمريكا مدعي شد اين اشخاص زندگي خود را وقف ايجاد پل بين مردم ايران و آمريكا كردند. كاندوليزا رايس هم گفت بازداشت هر آمريكايي در هر جاي جهان را به شدت پيگيري ميكند. اظهارات مقامات آمريكايي و ادعاي آنها مبني بر بازداشت غيرقانوني4 تبعه ايراني- آمريكايي و در ادامه بازتاب آن در رسانههاي بيگانه در حالي صورت ميگيرد كه كسي از مقامات آن كشور از حقوق ايرانياني همچون علوي كه در آمريكا دستگير شدند، لغو عضويت دانشمندان ايراني در انجمن شيمي آمريكا به اتهامهاي ساختگي يا برخورد غيرانساني پليس آمريكا توأم با ضرب و شتم دانشجويان ايراني نظير طباطبايي سخني نميگويد. ناكامي صندوق 75 ميليون دلاري نيويورك تايمز در گزارشي كه سوم تير منتشر كرد از شدت گرفتن انتقادها از عدم كارايي طرح براندازي نرم آمريكا خبر داد. در اين گزارش، نيويورك تايمز با اشاره به بودجه درخواستي 75 ميليون دلاري براي صندوق دمكراسي ايران در سال 2008 نوشت: اكنون يك سال پس از آشكار شدن اين بودجه و با توجه به درخواست 75 ميليون دلار بودجه اضافي براي صندوق دمكراسي ايران، انتقادها از سوي افرادي كه اهداف اين برنامه را پيش ميبرند، ابراز شده است. اين گزارش كه با عنوان واقعيتهاي سخت از قدرت نرم انتشار يافت، ديويد دنهي، مشاور ارشد دفتر امور خاورميانه را به عنوان گماشته آمريكا براي نظارت بر توزيع ميليونها دلار بودجه معرفي كرد و افزود: دنهي در طول 2سال گذشته دهها نفر از افراد برجسته، دانشجويان، روزنامهنگاران، وبلاگنويسان و فعالان جهان را انتخاب كرده تا با آنها درباره بهترين راهكار انجام وظايفش مشورت بگيرد. وي تاكنون با ميليونرهاي ايراني مقيم خارج از كشور، سلطنتطلبان ناراضي، كمونيستها و مبارزان اجتماعي تماس برقرار كرده است. وي چهره عمومي صندوق دمكراسي است كه با نام صندوق 75ميليون دلاري معروف شده است.نويسنده اين گزارش تأكيد ميكند كه صندوق دمكراسي از ديدگاه دولت ايران تنها يكي از راهبردهاي دولت بوش براي تغيير نظام است. در اين گزارش دستگيري هاله اسفندياري، كيان تاجبخش و علي شاكري، اتباع ايراني مقيم آمريكا توسط ايران به عنوان يكي از راههاي مقابله با اينگونه تحركات ارزيابي شده است. روزنامه همشهري۲۷/۰۴/۸
| |||||||||||||
سايت خبري «آلترانفو» فاش كرد، سران صهيونيست سراسر جهان گفت و گو درباره امكان پاكسازي نژادي عميق تر فلسطينيان در كرانه باختري رود اردن و بيت المقدس و نيز تحكيم نفوذ و سلطه يهود در نيمكره غربي به ويژه آمريكاي شمالي و اروپا را آغاز كرده اند.در اين كنفرانس سه روزه كه از سوي مؤسسه يهودي «برنامه ريزي سياست ملت ها» برگزار گرديده، رؤساي سازمان هاي يهودي عمده آمريكا و كانادا و نيز خاخام ها و تاجران بزرگ يهود سراسر جهان شركت دارند. از جمله ناطقان كنفرانس نيز «ايهود اولمرت» نخست وزير اسرائيل، «بنيامين نتانياهو» رئيس حزب مخالف و رئيس شوراي مؤسسه «برنامه ريزي سياست ملت ها»، «دنيس راس» سفير سابق آمريكا، «زيعيو بيلسكي» رئيس «آژانس يهود» و «يهودا راينهارتس»، رئيس «برانديس يونيورسيتي» هستند.
طبق سندي تحت عنوان «ملت يهود در سال 2030» كه يكي از محورهاي گفت وگو را تشكيل مي دهد، احتمال اندكي وجود دارد كه جهان شاهد افزايش معنادار تعداد يهوديان باشد. ضمن اينكه «ملت يهود با مشكل جدي رهبري كيفي، معنوي، سياسي و حرفه اي رو به روست و هيچ بهبودي نيز در اين امر مشاهده نمي شود.» به گزارش رسانه هاي اسرائيلي، شركت كنندگان كه «گل سرسبد» ملت يهود لقب گرفته اند، درباره سه موضوع عمده گفت وگو مي كنند كه عبارتند از:
۱- مخالفت فزاينده غربي با اشغال فلسطين از سوي اسرائيل- كه بسياري از نمايندگان حاضر در كنفرانس آن را به نوعي بيانگر «ضد سامي گري» مي دانند-،۲- تحكيم هويت يهود- كه اشاره اي است تلويحي به تلاش ها و نقشه هاي اسرائيل براي از بين بردن افزايش جمعيت فلسطينيان-، و۳- جذب يهوديان در غرب. سخنرانان كنفرانس وجود «صداهاي انتقادآميز عليه اسرائيل» در آمريكا را به شدت محكوم كردند، كه احتمالاً در اشاره به تحقيقات اخير دو استاد برجسته دانشگاه هاي آمريكا بوده است كه اعلام كرده اند بخش اعظم سياست آمريكا در خاورميانه از سوي اسرائيل و لابي قدرتمند يهود تعيين مي شود، و نيز انتشار اخير كتابي با همين مضمون از سوي «جيمي كارتر»، رئيس جمهور سابق آمريكا.
به گزارش خبرنگاران (به خبرنگاران فلسطيني اجازه پوشش خبري كنفرانس داده نشد)، رهبران صهيونيست آمريكاي شمالي تأكيد كردند كه نگرشي عاقلانه اما مؤثر بايد اتخاذ گردد تا اين «صداهاي ناهنجار» منزوي شده، امكان تبديل شدن به يك قدرت از آنها سلب شود. در اين راستا، «دنيس راس» تأكيد كرد: «ما بايد همه تلاشمان را به كار گيريم تا از تبديل شدن اين صداها به يك رويداد جلوگيري كنيم، بدون آنكه در ظاهر آزادي بيان را نقض كرده باشيم.»
وي همچنين خاطرنشان كرد كه تحقيقات «جان مرشايمر» از دانشگاه شيكاگو و «استيون والت» از مدرسه دولتي «كندي» در دانشگاه «هاروارد» كه لابي يهود را زير سؤال برده است، مي تواند به نفع مخالفاني در اسرائيل تمام شود و نفوذ مخالفان در داخل آمريكا را نيز گسترش دهد. «مرشايمر» و «والت» از يك كنسرسيوم گروه هاي صهيونيستي آمريكا و نيز افرادي كه دولت هاي متوالي اين كشور را به حمايت از اسرائيل در نقض منافع ملي واداشته اند، سخن گفته اند. در كنفرانس مزبور همچنين در ارتباط با «عقب نشيني جمعيتي اسرائيل در فلسطين» ابراز نگراني و افزايش نرخ تولد از طريق اعطاي پاداش هاي مالي و ايجاد ديگر انگيزه ها، و نيز تشويق فلسطينيان به مهاجرت و تصويب قوانيني در جهت تحكيم هويت يهودي اسرائيل، توصيه شده است. و اما، موضوع صلح بين اسرائيل و فلسطينيان از گفت وگوها غايب بود. به گفته «رنه شموئل»، رئيس سابق خاخام هاي فرانسه كه در كنفرانس شركت دارد، مسئله صلح كردن با همسايگان اسرائيل جايي در برنامه كنفرانس نداشت.يادآوري مي شود، «مؤسسه برنامه ريزي سياست ملت ها» در سال 2002 به منظور برنامه ريزي براي ملت يهود به طور كلي، توسط «آژانس يهود» تأسيس گرديد. سرويس خارجي كيهان
| یهودیان از احتمال حذف بخش مناقشهبرانگیز عشای ربانی کاتولیکها استقبال کردند |
|
رهبران یهودی در ایتالیا از اقدام واتیکان در راستای بررسی حذف یک بخش از عشای ربانی لاتین که خواستار تغییر مذهب یهودیان شده استقبال کردند.به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از یو پی آی، پس از آنکه کاردینال تارسیسکو برتونه وزیر امور خارجه واتیکان اعلام کرد که احتمال حذف این بخش از عشای ربانی وجود دارد، جامعه یهودیان ایتالیا از این تصمیم استقبال کرد.تصمیم پاپ بندیک شانزدهم مبنی بر احیای مراسم عشای ربانی به زبان لاتین به علت موضعگیری مناقشه برانگیز آن نسبت به یهودیت خشم رهبران دینی این دین توحیدی را به همراه داشت.در بخش مناقشهبرانگیز عشای ربانی لاتین از خداوند خواسته میشود پوشش را از چشمان یهودیان کنار زده و حقیقت عیسی مسیح (ع) را به آنها نشان دهد. این بخش واکنشهای شدید یهودیان را به دنبال داشت.منبع: موعود
| ||||||||