تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات

مسئوليت تربيتي اخلاقي زن بعد از ازدواج

زن بعد از ازدواج علاوه بر مسئوليتهاي قبلي با وظايف جديدي روبرو مي شود . او پس از عمل به وظيفه انساني خويش قبل از ازدواج و هنگام ازدواج براي عمل به مسئوليت و انجام وظايف بعد از ازدواج از آمادگي خود برخوردار است . او پس از انتخاب مردي شايسته براي زندگي و به وجود آمدن خانواده جديد و نو به انجام مسئوليتهاي جديد مي پردازد كه مسئوليتهاي تربيتي اخلاقي زن را بعد از ازداج تشكيل ميدهد. اولين وظيفه كه سبب استحكام خانواده شده و محيط را براي انجام وظايف بعدي و رسيدن به هدف اصلي ازدواج آماده مي سازد، رعايت حقوق شرعي و اخلاقي زن مي باشد . و دومين وظيفه و مسئوليت زن در قبال موجودي است كه روح الهي پس از طي مراحلي در او دميده مي‌شود. اين دو وظيفه كلي از وظايف بسيار مهم بلكه اهم اجتماعي زن است كه مسايل بسياري را از نظر حقوقي و اخلاقي به همراه دارد. ضمن تبيين اين دو وظيفه كلي به برخي از مسائل آنها اشاره‌اي خواهيم داشت.

اولين وظيفه

بهترين تعبير در مورد اولين وظيفه تعبيري است كه در متن روايات معصومين (ع) آمده و آن حسن تبعل است . معناي حسن تبعل يا نيكو شوهرداري كردن چيست؟ و چه فوايدي از نظر انساني و اجتماعي بر آن مترتب است؟

حسن تبعل

قرآن مجيد جايگاه خاصي را براي زن دررابطه با مرد از نظر تكويني بيان كرده است . اين جايگاه  تكويني خاص براي زن بدان جهت است كه مناسب با ساختمان وجودي اوست . و آن جايگاه عبارت از سكون و آرامش بودن زن براي مرد است .

« و من اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون» .

از نشانه‌هاي خدا اين است كه از جنس خودتان زوجها و همسراني را آفريد . براي اين كه (در كنارشان) آرامش يابيد و بين شما (زن و مرد) دوستي و مهرباني را قرار داد . به راستي كه در اين مطلب نشانه‌هايي است براي گروهي كه بيندشيند.

سكونت و آرامش، مودت و دوستي، رحمت و مهرباني در آيه قراردادي و اعتباري نيست ، زيرا امر قراردادي و اعتباري از چند ويژگي برخوردار است كه خارج از سياق آيه مي باشد :

1 ـ اين كه امر قراردادي و اعتباري قابل نقض بوده و تغيير پذير است .

2 ـ امر قراردادي صوري بوده و واقعيت و حقيقتي در خارج ندارد.

3 ـ اين كه امر اعتباري و قراردادي ممكن است تحميلي باشد .

آيه از سكونت ، مودت و رحمتي سخن مي گويد كه قابل تغيير و نقض نيست ، اگرچه ممكن است زن به عنوان اين كه موجودي صاحب اراده و اختيار هست به سكونت ظهور فعلي نبخشد . و نيز آيه از سكونتي واقعي و حقيقي سخن مي گويد نه صوري و ظاهري . زن واقعا مايه سكونت است ، و مودت و رحمت بين مرد و زن ، مودت و رحمتي واقعي است نه اين كه صرف اعتبار دوستي و رحمت باشد و ديگر اين كه سكونت زن براي مرد امري تحميلي بر زن نيست بلكه يك احساس دروني است كه همراه با ساختمان روحي زن است.

امام سجاد (ع) فرمودند :

« اما حق الزوجه : فن تعلم ان الله عزوجل جعلها لك سكنا و انسا فتعلم ان ذلك نعمه من الله عليك فتكرمها و ترفق بها» :

حق زن بر شوهر اين است كه بداني خداي عزوجل زن را مايه آرامش و انس براي تو قرار داده و بداني كه اين نعمتي از جانب خدا براي تو هست . پس زن خود را گرامي بدار و با او امدارا كن .

حسن تبعل زن ،‌ ريشه در اين جايگاه خاص تكويني دارد . به همين جهت محور در حسن تبعل، سكونت زن براي مرد است كه نتيجه اين سكونت بقاء كانون خانواده بر مودت و مهرباني مي باشد . و نكته قابل توجه اين كه تمام توصيه‌هاي اسلام بر خوش رفتاري و اطاعت زن از مرد برگشت به اين حقيقت تكويني مي كند و در واقع به زن مي آموزد كه ظهور فعلي سكونت نهفته در رعايت اين سفارشات حقوقي ، اخلاقي و تربيتي است.

چنانكه فعاليت و تلاش مرد در بيرون از خانه غالباً جهت تهيه لوازم رفاه و آسايش زن ريشه در ساختمان وجودي و روحي او دارد.

حسن تبعل زن تنها نهفته در خدمات مادي او در خانه نيست ، بلكه حسن تبعل بعد ديگري دارد و آن خدمات معنوي و انساني اوست كه اهميتي فوق خدمات مادي دارد . او همانگونه كه از بعد اخلاقي به عنوان خانم و بانوي خا نه مسئول آرايش خانه و خودش و فرزندانش هست. مسئول زينت و زيبايي باطني و حسن خلق در برخورد با شوهر و فرزندان نيز هست . حسن تبعل در بردارنده توجه به خواسته‌هاي اخلاقي حقوقي و شرعي شوهر و فرزندان است.

حركتهاي منفي زن در خانه از قبيل خواسته‌هاي دور از طاقت و توانايي شوهر، توجه نكردن به وضع ظاهري خانه و خود ، بي اعتنايي به ورود يا خروج شوهر و وضع لباس و بهداشت فرزندان ، توجه نداشتن به مسائل محرم و نامحرم ، حيا ، عفت ، تحقير شوهر در نزد فرزندان و خويشان ، لجاجت و ... خلاف حسن تبعل بوده و آرامش خانه را توسط زن (كه ريشه در بنيان تكويني او دارد) به هم مي زند . و شايد بتوان گفت كه از علل مهم حركتهاي منفي زن در خانه اين است كه او به خاطر زن بودن احساس حقارت مي‌كند و مي‌خواهد جايگاه خود را به مرد خانه بدهد و خود در جايگاه مرد بنشيند و در واقع نقش مرد را در زندگي ايفا كند و به جهت اين كه در جهات تكويني قادر به تغيير چنين وضعي نيست تصميم مي گيرد در جهات ارادي به ايفاء نقش بپردازد. و براي ايفاء چنين نقشي اولين كارش تحقير مرد و اظهار نقطه ضعفهاي مرد براي شكست وقار و عظمت مرد است . چنين زني است كه مصداق اين حديث شريف واقع مي شود از امام صادق (ع) است كه فرموده‌اند :

(اغلب الاعداء للمومن زوجه السوء) او پس از موفقيت در اين امر به خواسته‌هايي كه آنها را حركت منفي در خانه مي‌ناميم ، مي‌رسد.

در اين صورت زن با خروج از مسير ارادي صحيح ، جايگاه تكويني و روحي خويش را ناديده گرفته، و در مسيري كه خارج از واقعيتهاي تكويني وجودش هست گام بر مي‌دارد. واقعيتهاي تكويني كه در صفحات گذشته بدان اشاره كرديم و در نتيجه نقش تربيتي اخلاقي خود را از دست مي دهد. چنين زني با ورود به مراكز آموزشي، اداري، اقتصادي ، سياسي به لحاظ خروج از جايگاه اصلي خود ، براي جامعه مضر خواهد بود. در اين مراكز ممكن است تبديل به توپ شهواني جنسي و  يا وسيله‌اي براي اعمال سياستها و فرهنگهاي غلط شود. دنياي ماديت روز، برهان و دليل واضح آن است . زني كه فرزندان و شوهرش (كه نزديكترين اشخاص در مصاحبت با او هستند) را به هيچ گرفته و ارزشهاي اخلاقي و انساني را در رابطه با آنها ناديده انگاشته است، چه اطميناني به او هست كه ارزش والاي انساني اجتماعي را در مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي پاسداري كند و او كه عفت و حيا را در محيط خانه پاس نداشته است در صورت ورود به مراكز اداري، تجاري، سياسي و فرهنگي با چه پشتوانه انساني و ايماني به حفظ عفت و حيا همت خواهد گماشت. آيا جوانان از شر حركتهاي شهواني او مصون خواهند ماند؟! آيا مراكز فوق را آلوده به بي‌حيايي و بي‌عفتي نخواهد كرد؟! آيا عقل و هوش از رئيس و مرئوس و واردين نخواهد گرفت؟! آيا چنين زني مصداق اين حديث نيست كه از امام علي (ع) است كه فرموده‌اند :

« يظهر في اخر الزمان و اقتراب الساعه و هو شر الازمنه نسوه كاشفات عاريات متبرجات ، من الدين خارجات، في الفتن داخلات ، مائلات الي الشهوات ، مسرعات الي اللذات ، مستحلات المحرمات في جهنم خالدات»

در آخر ز مان و نزديك شدن قيامت كه بدترين زمانها است زناني پا به صحنه اجتماع مي‌گذراند كه آشكار كننده (بدنها و زينتهاي خود هستند) و برهنه‌اند و خود را براي نامحرمان مي‌آرايند. از دين خارج شدگان و در فتنه‌هاي زمانه داخل شده‌اند ، ميل كننده به خواسته‌هاي نفساني و شتابگيرنده به لذت (شهواني و حيواني) و حلال كننده حرامها هستند. (اينان) براي هميشه در جهنمند.

به هر حال حسن تبعل كه اوظيفه زن بعد از ازدواج است رعايت حقوق و اخلاق اسلامي و ... در خانه است زني به محضر پيامبر (ص) رسيد عرض كرد يا رسول الله حق شوهر بر زن چيست ؟ در پاسخ فرمود :

«اين كه از مرد (در غير معصيت خدا) فرمان برد و او را نافرماني نكند و جز به اجازه شوهر چيزي را از خانه او انفاق نكند و جز به اجازه‌اش روزه مستحبي نگيرد و شوهر را از تمتع و بهره‌هاي (شهواني و ظرايف وجودي خود) باز ندارد ، هر چند بر مركبي سوار باشد . از خانه خود جز به اذن شوهر خارج نشود. چنانچه بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود فرشتگان آسمان و زمين و فرشتگان غضب و رحمت او را لعنت مي‌كنند تا آنگاه كه به خانه برگردد...»

آنچه در حديث فوق آمده است جزيي از مصايدق حسن تبعل و حقوقي است كه مرد بر زن دارد.

حسن تبعل علاوه بر فوائد دنيوي و اجتماعي و ... سبب كمال انساني زن است و زمينه را جهت پاداش عظيم خداوند كه به زن اعطاء مي‌شود ، آماده مي‌كند. زني به محضر رسول خدا (ص) رسيد و پس از احترام به مقام رسالت و اظهار ايمان به خدا و رسول خدا (ص) با لسان اعتراض چنين عرض كرد :

«... انا معشر النساء محصورات ، مقصورات ، قواعد بيوتكن و مقتضي شهواتكم و حاملات اولادكم و انكم معاشر الرجال فضلتم علينا بالجمع و الجماعات ، و عياده المرضي و شهود الجنائز و الحج بعد الحج وافضل من ذلك الجهاد في سبيل الله و ان احدكم اذا خرج حاجاً او معتمراً او مجاهداً حفظنا لكم اموالكم و غزلنا اثوابكم و ربينا لكم اولادكم فما نشارككم في هذا الاجر و الخير» :

به راستي ما گروه زنان محاصره شده (محدود در رفتار ، گفتار و ...) و محبوس در خانه هستيم (به ما اجاره خارج شدن داده نمي‌شود) پايه و شالوده خانه‌هاي شما هستيم (كنايه از اين كه امور خانه بر دوش و عهده ما است) و محلي براي برآورد خواسته‌هاي نفساني شما و بردارنده فرزندانتان مي‌باشيم. و شما گروه مردان به راستي كه به سبب حضور در نماز جمعه و جماعات و عيادت مريض و حضور در تشييع جنازه‌ها و بجا آوردن حج بر ما زنان برتري جستيد. و برتر از اينها جهاد در راه خدا است (كه شما مردان در آن پيشقدم هستيد) و آنگاه كه فردي از شما براي حج و عمره و جهاد (از خانه) بيرون مي‌رود. ما نگهبان اموال شما هستيم. و جامعه شما را تهيه مي‌كنيم. و به پرورش و رشد فرزندانتان مشغوليم. پس چگونه در اين پاداش و خير با شما شريك خواهيم بود؟

حضرت (ص) به اصحاب متوجه شده و فرمود :

«هل سمعتم مسأله امرأه قط احسن من مسألتها في أمر دينها هذه فقال : افقهمي ايتهما المرأه و اعلمي من خلفك من النساء، آن حسن تبعل المرأه لزوجها و طلبها مرضاته و اتباعها موافقته يعدل ذلك كله فانصرفت و هي تهلل حتي وصلت الي نساء قومها» .

آيا سئوال زني را هرگز شنيده‌ايد كه نيكوتر از سئوال اين زن در امر دينش باشد؟ سپس فرمود : اي بانو بفهم و به زنان ديگر كه در انتظارت هستند اعلان كن ، به راستي نيكو شوهرداري كردن و رضايت او براي خواستن و پيرو نظرات و م وافق او بودن ، معادل تمام اينهاست (كه براي مردان شمردي) آن زن (با شنيدن اين پاسخ از محضر رسول خدا (ص) برگشت و زبانش گويا به تسبيح و تقديس (حق) بود تا به زنان قومش رسيد.

دومين وظيفه زن

وجود زن از اين امتياز عالي برخوردار است كه جايگاه پرورش موجودي است كه پس از طي مراحل رشد، روح الهي در او دميده مي‌شود و بر اساس اين امتياز عالي عقل و شرع وظيفه و مسئوليت سنگيني را به عهده زن گذاشته است. مسئوليتي كه اثر مثبت آن به نحو مستقيم به موجود در رحم مي‌رسد و غير مستقيم در شئون اجتماعي ظاهر مي‌شود. ابتداء به مسئوليت زن در اين مورد اشاره مي كنيم و آنگاه به اثر مثبت مستقيم و غير مستقيم آن خواهيم پرداخت.

وظيفه زن در ساختار كودك

ازدواج مرد با زن فقط براي اطفاء شهوت حيواني نيست. چنانكه غرض منحصر به توليد مثل نمي‌شود. انسان در اعمال و بكارگيري هر استعداد و غريزه‌اي علاوه بر ارضاء خواسته آن غريزه، فطرت و فعليت استعدادها بايد توجه لازم بلكه كافي را به ديگر خواسته‌هاي موجود در نفس انسان بخصوص مرتبه انساني (كه خواسته آن در رأس همه خواسته‌ها است) دشته باشد. به همين جهت در مسأله ازدواج علاوه بر پاسخگويي به خواسته شهواني و بقاء نوع بايد به خواسته انساني نفس در اعمال غريزه جنسي توجه شود.  و آنچه انسان را در بكارگيري غريزه جنسي ممتاز از حيوانها قرار مي‌دهد، دخالت مرتبه انساني در كيفيت ارضاء شهوت و رشد و تكامل جنين در رحم است و دخالت مرتبه انساني عبارت از انجام دستورات عقلي و ديني در مسأله ازدواج و توليد مثل است . و هدف از اين دخالت همانا ايجاد زمينه و سرعت بخشيدن به تحقق غرض از خلقت انسان است. و غرض از خلقت تسبيح و تقدس خداي متعال و نشانه اسماء و صفات او بودن و شدن است.

از امام صادق (ع) است كه فرمودند : وقتي حضرت يوسف (ع) برادرش را ملاقات كرد گفت اي برادر چگونه شد كه بعد از من ازدواج نمودي و زن گرفتي پس بنيامين به برادش يوسف (ع) گفت :

«ان ابي امرني فقال : ان استطعت ان تكون لك ذريه تثقل الارض بالتسبيح فافعل» .

همانا پدر مرا امر به ازدواج كرد و فرمود : اگر استطاعت و توانايي داري كه داراي فرزنداني باش كه زمين را به تسبيح (خدا) سنگين كنند پس ازدواج كن .

و بر همين اساس رسول گرامي اسلام (ص) فرمودند :

« ما يمنع المؤمن ان يتخذ اهلا لعل الله يرزقه نسمه تثقل الارض بلا أله الا الله» .

چه چيز مانع مؤمن است كه همسري را برگزيند شايد خدا فرزنداني را روزي او گرداند كه زمين را به لا الا الله (شعار توحيد) سنگين كنند (تا نشر توحيد در جامعه دهند) .

اگر محصول ازدواج و تشكيل خانواده فرزند يا فرزنداني باشد كه با انديشه و عمل، مروج توحيد، باكي، صداقت و عزت انساني باشند غرض و هدف انساني ازدواج تحقق مي يابد . در غير اين صورت ازدواج محصور در اطفاء غريزه شهوت و توليد مثل خواهد شد. و امتيازي با ساير حيوانها وجود نخواهد داشت. زن علاوه بر حفظ مسئوليتهاي قبلي، مسئوليت جديد را كه حراست از كيفيت رشد و نمو جنين در رحم است، با دقت به انجام رساند و به عبارت ديگر رحم را محيط امن و سلامت روحي و جسمي موجود مستقر در آن قرار دهد. براي ايجاد چنين جايگاهي رعايت مسائلي از جمله تغذيه حلال ضروري است .

تغذيه حلال

آن چنانكه از روايات اسلامي استفاده مي‌شود غذاي حلال و رويش بدن از حلال يكي از پراهميت‌ترين نقش را در سعادت انسان دارد چنانكه غذاي حرام و رويش بدن از آن بدترين اثر منفي را در نفس مي‌گذارد. و شرطي قوي جهت شقاوت است.  و به جهت همين نقش اساسي حلال است كه افضل عبادات شمرده است.

«العباده سبعون جزء افضلها طلب الحلال» : عبادت ، هفتاد جزء است بهترين آن طلب حلال است.

طلب حلال عبادت است ، عبادتي كه در شعاع آن اوامر بسياري انجام گرفته و نواهي بسيار نيز ترك شده است، زيرا درآمد حلال مستلزم اين است كه دستورات عقل و شرع كاملاً رعايت شود. روي اين اساس غذاي حلال غالباً آميخته با درستكاري، امانتداري، عدالت، و احيانا رضايت خدا است. و نيز غالباً  آميخته با ترك دروغ، خيانت و مكر و حيله و همراه نبودن سخط خداوند است. بنابراين در بطن اين عبادت عبادات بسياري است. لقمه حلال جوهره افعال شايسته و نيتي انساني مي باشد و به همين جهت اثر معنوي خود را بر رويش بدن و استعدادها و غرايز مي گذارد و اعضاء و جوارح روئيده از حلال مايل به حلال خواهد بود.

زن در هنگام حاملگي چنانچه اين امر مهم را رعايت كند و مرد خانه با تهيه غذاي حلال زن را در اين امر ياري كند نه تنها جسم كودك رشد سالم مادي خواهد داشت كه رحم ظرف ظهور استعدادي سعادت در كودك خواهد شد. و در واقع زن با انجام وظيفه، قلبي نوراني پيدا مي كند و كودكي كه در دامن چنين خانمي پرورش يابد از رشد نوراني در استعدادها و مراتب نفس برخوردار خواهد بود.

رسول خدا (ص) فرمود :

« من اكل الحلال اربعين يوم نور الله قلبه» :

كسي كه چهل روز از حلال تغذيه كند خداوند قلبش را نوراني مي كند .

علاوه بر مسأله تغذيه حلال، رعايت بهداشت تن و روان ، نيت سالم، مجامعت در وقت و زمان مناسب، ياري جستن از خدا ، به ياد خدا بودن و ادامه بر فضائل در انديشه و عمل و دوري از محرمات براي ظهور فعلي محصول انساني در رحم از سوي زن بايد رعايت شود آنچه بيان شد اجمالي بود از نقش تعليمي و تربيتي زن ، آميد آن كه زنان جامعه با حفظ عفت و شرف خود مادران شايسته‌اي براي فرزندان خود باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 2:15  توسط بصیر  | 

مناسب دیدم متن زیبای جزوه تعليم و تربيت و زن از انتشارات موسسه در راه حق را به طور کامل برایتان بیاورم امید که مورد استفاده قرار بگیرد:

مقدمه

تعليم و تربيت كه از پراهميت‌ترين مسائل اجتماعي بشر است، و هر قشر و گروه و صنفي در حل اين مسأله خود را بايد سهيم بداند. سهم زن در اين معضله اجتماعي تا چه حد است.

به عبارت ديگر زن چه اندازه نقش در تعليم و تربيت فرد و اجتماع دارد. جايگاه او در نظام تعليمي و تربيتي بشر چيست؟ به پاسخ اين سئوال از ديدگاه اسلام مي‌نشينيم.

بيان يك قانون

محصول هر پديده و بهره رساني او در نظام طبيعت معلول ارزش وجودي و ظهور فعلي استعدادهاي اوست در نظام طبيعت هر قدر استعدادها قوي‌تر و ظهور فعلي آنها بيشتر باشد، آن موجود كمال يافته‌تر و بهره‌رساني او به ديگران بيشتر خواهد بود. با توجه به اين موضوع ابتدا به موقعيت تكويني زن پرداخته و پس از آشنايي با ارزش وجودي و استعدادهاي موجود در او به بررسي جايگاه زن در نظام تعليمي و تربيتي خواهيم نشست و سهم و حد بهره‌دهي او را مشخص خواهيم ساخت .

موقعيت تكويني زن

طبق بيان قرآن خداوند متعال آدم را آفريد و از او حوا را ـ به عنوان همسرش ـ خلق كرد و از آن دو انسانهاي بسياري را در زمين پديد آورد و پراكنده ساخت.(نساء/1) زن به عنوان انسان، مكلف به انجام اوامر الهي و ترك نواهي از جانب خدا مي باشد. مكلف بودنش نشانه اينست كه موجودي مسئول، مختار، عاقل و داراي اراده است، به خود واگذاشته نشده و بايد طبق مقررات و ضوابط الهي و عقلي بينديشد و عمل نمايد. سعادت و كمال فعلي او در شناخت مسئوليت و وظيفه شرعي، عقلي، اجتماعي و عمل به آنها است چنانكه انحطاط او در خروج از مسير ضوابط عقلي، انساني و شرعي مي باشد . زن در انجام وظيفه انساني و الهي هيچ تفاوتي با مرد ندارد.

« و ما كان لمومن و لا مومنه اذا قضي الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيره من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد فضل ضلالا مبينا» (احزاب/36): هيچ زن و مرد مومني را رد كاري كه خدا و رسول حكم كنند، اختياري نيست (كه در قبال آنها اظهاررأي كنند) و هر كس خدا و رسول را نافرماني كند، در گمراهي آشكار افتاده است.

زنان چون مردان بايد بر امور عبادي قيام كنند تا مشمول مغفرت و پاداش عظيم الهي قرار گيرند: « ان المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذاكرين الله كثيراً و الذاكرات اعدالله لهم مغفره و اجراً عظيما» (احزاب/35): به راستي كه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن مردان و زنان اهل طاعت، مردان و زنان راستگوي، مردان و زنان صابر، مردان و زنان خاشع، مردان و زنان زكات و صدقه بده و مسكين نواز، مردان و زنان روزه‌دار، مردان و زنان با حفاظ و خوددار از تمايلات و شهوات حرام و مردان و زناني كه ياد خدا بسيار مي‌كنند، خدا براي همه آنها مغفرت و پاداش بزرگ مهيا ساخته است. زن داراي همان ارزش وجودي است كه مرد دارد و آن ارزشي فوق ارزشي مادي، نباتي و حيواني است . ارزشي بسيار معنوي وبزرگ كه در كلام خداي متعال (و نفخت فيه من روحي، تبارك الله احسن الخالقين) جلوه كرده است.

زن علاوه بر موقعيت تكويني در مرتبه انساني داراي موقعيت تكويني در مرتبه جسماني و حيواني است كه تفاوتهايي با مرد دارد و به لحاظ اين تفاوت، طبيعت و عقل و دين وظيفه‌اي جدا از وظيفه مرد بر عهده زن گذاشته، وظيفه‌اي كه هرگز مرد قادر به پذيرش و انجام آن نيست و هيچ قدرتي قادر به تبديل آن نمي‌باشد و همانگونه كه تساوي زن و مرد در موقعيت تكويني در مرتبه جسماني و حيواني امري محال مي‌باشد، تساوي آن دو در مسئوليت‌پذيري و تكليف و داشتن وظيفه به لحاظ اين موقعيت تكويني امري محال است.

زن به مقتضاي ساختمان جسماني قابليت يافته تا موجودي از نوع انسان در او رشد يابد و اين تفاوت بارزي است بين مرد و زن ، البته تفاوتهاي جسماني و احياناً روحي موقعيت تكويني و ارزش وجودي زن را نسبت به مرد پايين نمي آورد ، فقط در مسئوليت پذيري اجتماعي و فردي تأثير مي‌گذارد. زن به عنوان انسان و موجودي عاقل از موقعيت تكويني عالي انساني برخوردار است . و با توجه به ساختمان روحي و جسماني خويش كه لازمه ذاتي اوست داراي مسئوليت پذيري خاصي مي باشد . بهره رساني زن به لحاظ موقعيت انساني‌اش ـ كه ارزش وجودي او را تشكيل مي‌دهد ـ به خودش و اجتماع بايد انساني باشد و براي اين بهره‌رساني بايد مسئوليتي مطابق با وضع روحي و جسماني‌اش بپذيرد. و بهره‌دهي تعليمي و تربيتي زن ، وقتي ممكن است كه برخورد نظام جامعه با زن هماهنگ با موقعيت تكويني و ارزش وجودي او باشد . در غير اين صورت نه تنها شخصيت زن ناديده گرفته خواهد شد بلكه زن عاملي عليه اصلاح و تهذيب اخلاق جامعه خواهد گشت .

اسلام با توجه به ارزش وجودي و موقعيت تكويني زن او را در تربيت اخلاق جامعه مسئول و مكلف قرار داده است.

لازم به بيان است كه مسئول تربيتي جامعه فقط به عهده يك مربي تربيتي و اخلاقي و يك واعظ و يك عالم ديني نيست بلكه هر شخصي به اقتضاي اين كه در اجتماع زندگي مي‌كند مسئول تربيت اخلاقي محيط و مردم است. زندگي اجتماعي در بر دارنده چنين مسئوليتي نيز هست و اين مسئوليت شرط زماني و مكاني خاصي ندارد. فرد در هر شرايط سني، زماني و مكاني ملزم به رعايت آن است. با توجه به بيان فوق به بررسي مسئوليت تربيتي اخلاقي زن تحت عناوين ذيل مي پردازيم:

الف : مسئوليت تربيتي اخلاقي زن قبل از ازدواج

ب : مسئوليت تربيتي اخلاقي زن هنگام ازدواج

ج : مسئوليت تربيتي اخلاقي زن بعد از ازدواج

مسئوليت تربيتي اخلاقي زن قبل از ازدواج

زن قبل از ازدواج به عنوان دختر و فرزند خانواده در كنار پدر و مادر و ديگر اعضاء زندگي مي‌كند مسئوليت تربيتي اخلاقي او در اين دوره از زندگي چيست ؟ زندگي او در خانه مي تواند دو جنبه داشته باشد :

1 ـ زندگي او براي خود .

2 ـ زندگي او براي ديگران .

با توجه به اين دو جنبه در زندگي دو مسئوليت دارد .

1 ـ مسئوليت در برابر خود .

2 ـ مسئوليت در برابر ديگران .

زندگي هر شخصي براي ديگران وقتي مفيد و پرثمر است كه زندگي براي خود همراه با تربيت اخلاقي صحيح باشد و زن آنگاه قادر خواهد شد، مسئوليت خويش را در تربيت اخلاقي جامعه به انجام برساند كه به مسئوليت عقلي ، ديني و انساني در برابر خود عمل كرده باشد.

مسئوليت زن در برابر خود

انجام هر وظيفه و مسئوليتي در شعاع علم و آگاهي و پيدا كردن اراده‌اي محكم و انساني ممكن است. به همين جهت آگاهي و پيدا كردن اراده‌اي محكم و انساني ممكن است . به همين جهت آگاهي و آموختن مسائل ضروري و داشتن شناخت لازم و صحيح از خود و دنياي اطراف خود اولين وظيفه اوست. او با آگاهي لازم به موقعيت وجودي و تكويني خويش و با علم به مسائل ضروري زندگي در بعد معنوي و مادي و با شناخت دنيا و فرهنگ جامعه خود توأم با اراده‌اي قوي قادر خواهد شد ، به حراست از اصيل‌ترين صفات فضيلت «حيا و عفت» بپردازد . در پرتو آن صفات سعادت دنيا و آخرتش را تأمين كند. هيچ عاملي معنوي چون حفظ حيا و عفت در سعادت زن مؤثر نيست .

ظهرو فعلي اين دو صفت زيربنا و اساس حفظ عزت ، شخصيت انساني، تقواي الهي دنيداري و توجه به اصول انساني و اخلاق ديني است .

اميرالمؤمنين (ع) راجع به اين دو صفت انساني فرموده‌اند :

«الحياء مفتاح كل خير»

حيا كليد هر خوبي است .

«العفه رأس كل خير»

عفت منشأ هر خيري است .

با اين كه عفت منشأ هر عمل شايسته است . ولي صفتي است كه ثمره حيات ميباشد .

«ثمره الحياء العفه»

ميوه حيا، عفت است .

و دربارة ثمره عفت فرمود :

«ثمره العفه الصيانه»

ثمره عفت صيانت (و نگهداري نفس از رذايل) است.

زن با ظهور فعلي حيا و عفت شرط لازم تربيت اخلاق ديني را در خود ايجاد كرده و به پيامهاي عقل و اخلاق ديني گوش ميدهد و نفس خويش را از هوسهاي شيطاني دور ساخته  واز افعال زشت مصون مي‌دارد.

علي (ع) فرمود :

«الحياء يصد عن فعل القبيح»

حيا (شخص را) از انجام كار زشت باز مي دارد .

«العفاف يصون النفس و ينزهها عن الدنايا»

عفت نفس را (از گناه) حفظ كرده و آن را از پستي‌ها پاك مي گرداند آنچه در آن حيا نيست در بيان قول حق و عمل به حق است .

«من استحيي من قول الحق فهو احمق».

كسي كه از (بيان) قول حق حيا كند ، او احمق است .

زن با دوري از هوسهاي شيطاني در شعاع ايمان به خدا و داشتن حيا و عفت ، فرصتها را در  فراگيري هنرهايي كه شايسته مقام والاي انساني اوست ، خواهد گذراند . و با فعليت آنها از آلودگيهاي اخلاقي كه دامنگير بسياري از زنان در هنگام بيكاري مي‌شود، در امان خواهد ماند. و وقت را در نمايش و ظهور هنرهاي زيبا به پايان خواهد برد .

چنين زني داراي خير بسيار است و بيان امام صادق (ع) فرمود : «اكثر الخير في النساء»

حمل بر چنين زناني مي شود . خير ، كثير در زني است كه در شعاع حيا و عفت به صفات زيباي اخلاقي تجهيز شده باشد و هنرهاي زيبا (مورد تأييد عقل و دين) در او ظهور فعلي يافته باشد . در غير اين صورت از زن جز شر صادر نخواهد شد . يك موجود بي‌حيا و بي عفت و دور از فضايل انساني هر چند هم داراي هنري خوب و پسنديده باشد به مسئوليت تربيت اخلاقي كه در شأن انسان است، عمل نكرده است .

مسئوليت در برابر ديگران

آنگاه كه زن به وظيفه تربيت اخلاقي در برابر خود عمل كرد . عالي‌ترين ، خدمت تربيتي اخلاقي را در قبال اجتماع خود انجام داده است. بزرگترين و بهترين ثمره اين خدمت بعد از ازدواج ظاهر مي‌شود كه به بررسي آن خواهيم نشست . او با حفاظ عفت و حيا هرگز عامل شيطان در گمراهي جوانان و فساد اخلاقي و محرك شهواني نخواهد شد . چه بسيار از زناني كه با نداشتن حيا و عفت لازم نه تنها حيثيت و شخصيت انساني خود را قرباني هوسهاي شهرواني كردند بلكه با ورود به خيابان و مراكز عمومي باعث تحريك شهواني جوانان شده و روح ايمان و تقوا و عظمت انساني را در آنان نيز نابود ساختند و با ايجاد فساد اخلاقي بزرگترين خيانت را به جامعه و مردم كردند . چنين زناني مورد لعن و نفرين هستند.

رسول خدا (ص) فرمود :

«اي امراه تطيبت و خرجت من بيتها فهي تلعن حتي ترجع الي بيتها متي ما رجعت» .

هر زني كه عطر زند و از خانه‌اش خارج شود مورد نفرين و لعن است تا زماني كه به خانه‌اش بر گردد.

استمعال عطر در هنگام خروج از خانه نمودار آرايشي است و عرضه شهواني را در بر دارد .

زن با حجاب ، عفيف و داراي حيا با وقار و متانت خويش پاسدار حرم عزت، شرف و انسانيت خانواده و اجتماع خويش است . او با هنرهاي زيبايي كه فرا گرفته و با عفت و حيا توأم است ، مسئوليت علمي ، تربيتي و ... خود را در برابر جامعه انجام مي رساند ، و ناشر حياء و عفت محيط مي شود .

عالي‌ترين خدمت به جامعه از سوي زن اين است كه قبل از ازدواج خودش را براي پرورش انسانهاي بلندمرتبه ـ كه بعد از ازدواج به آن خواهد پرداخت ـ آماده كند . و با پرورش انسانهاي مؤمن عامل نشر ايمان و كلمه توحيد و اخلاق انساني باشد و چنين خدمتي فقط در شعاع حيا، عفت و تزكيه نفس ممكن است.

مسئوليت تربيتي اخلاقي زن هنگام ازدواج

مسأله ازدواج مرد و زن بالاتر از آن چيزي است كه در ميان موجودات ديگر مشاهده مي‌شود اطفاء شهوت در بين موجوداتي مانند حيوانات فقط براي ارضاء شهوت و بقاء نوع است .

و به همين جهت هيچ قيد و شرطي در ارضاء شهوت و توليد مثل در حيوانات وجود ندارد، آنها صرفاً محكوم قانون غريزي هستند . ولي در انسان چنين نيست . ازدواج مرد و زن در اجتماع انسانها داراي دو جهت است :

1 ـ اطفاء شهوت و توليد مثل .

2 ـ رعايت مسائل ديني و معنوي در ازدواج و توليد مثل است .

بقاء نوع فقط براي ماندن نسل انسان ، بلكه ماندن نوع انسان براي ادامه دينداري و تحقق وابستگي ارادي به خداي متعال، و براي ظهور چنين كيفيتي فقط به ارضاء شهوت و فرزند‌دار شدن، انديشيدن كافي نيست، بلكه آنچه دخالت اساسي در ظهور فعلي آن كيفيت دارد، تهذيب نقش پدر و مادر در جميع ابعاد نفس و داشتن حسن خلق و مكارم اخلاق است . البته پس از آن كه نطفه در جايگاه خاص رشد خود قرار گرفت. بيشترين مسئوليت بلكه مسئوليت بر عهده زن قرار مي گيرد ، زيرا قبل از استقرار نطفه در جايگاه خاص رشد، مرد و زن هر دو به طور مساوي مسئولند. لكن بعد از استقرار رابطه مستقيم با رشد را زن به عهده مي‌گيرد .

وجود زن جايگاه رشد و پرورش محصولي است كه روح الهي در او دميده مي شود ، به همين جهت مزرعه وجود او هر قدر آماده‌تر ، پاكتر و قابليت بيشتري داشته باشد . ظهور فعلي روح الهي و فطرتهاي انساني در او قوي‌تر خواهد بود چنانكه اكر محيط پرورش (وجود زن) آلوده به رذايل باشد و حاكم بر رفتار و انديشه زن و چنين موجود در رحم ، نفس اماره باشد ظهور روح الهي و فطرتهاي انساني در او ضعيف و گرايشهاي منفي در او قوي خواهند بود . بنابراين زن هنگام ازدواج بايد به اين مسأله اصلي (كه ملازم با ازدواج است) توجه لازم و كافي را داشته باشد . اولاً وجود خويش را آماده براي شكوفايي چنين محصولي ببيند و ثانياً در انتخاب شوهر اصل تقوا ، ايمان و راستي را رعايت كند . چنين زني از خوبي بسيار براي خود و جامعه و نظام الهي برخوردار خواهد بود . از امام صادق (ع) نقل شده كه مي فرمود :

«اكثر الخير في النساء» بيشترين خير و خوبي در زنان است . فهم اين روايت آنگاه حاصل مي‌شود كه نقش تربيتي اخلاقي زن را در اجتماع بشري مورد نظر و دقت قرار دهيم ، و به مسئوليت تربيتي او آشنا شويم .

آنگاه كه زن وجودش را براي پرورش يك انسان بلند مرتبه آماده كند و با مردي همشأن خود در راستي و ديانت ازدواج كند . وجودش منشأ آن چنان خير و بركتي خواهد بود كه با هيچ خيري قابل مقايسه نخواهد بود زيرا پروراندن انسان الهي خير نهايي آفرينش جهان است .

و او وجودش را براي خير نهايي مهيا و آماده ساخته است . البته به ثمره نشستن اين خير نهايي در وجود زن شرط ديگري هم دارد و آن ازدواج با مردي ديندار و داراي اخلاقي پسنديده و الهي ، زن در هنگام ازدواج بايد به اين شرط عمل كند تا مسئوليت تربيتي اخلاقي خويش را هنگام ازدواج به انجام رساند . رسول خدا (ص) فرمود :

« ... اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه الا تفعلوه تكن فتنه في الارض و فساد كبير»

يعني : «آن زماني كه فردي براي خواستگاري به نزد شما آمد و اخلاق و دينش مورد رضايت شماست پس او را به ازدواج در آوريد . ترك اين كار سبب فتنه در زمين و فسادي بزرگ مي‌شود.»

توضيح اينكه ازدواج زن و مرد از چند حالت خارج نيست :

1 ـ ازدواج زن صالحه با مرد صالح .

2 ـ ازدوج زن فاسد با مرد فاسد .

3 ـ ازدواج مرد صالح با زن فاسد .

4 ـ ازدواج زن صالحه با مرد فاسد .

اگر جامعه متشكل از خانواده‌هايي باشد كه حالت او را دارند آن جامعه صالح و دور از فتنه و فساد خواهد بود و اين حالت مطلوب اسلام است .

اما جامعه تشكيل شده از خانواده‌هايي كه در مسأله ازدواج ، حالت دوم را دارند . (مرد و زن هر دو فاسدند) چنين جامعه‌اي بر بنيان فتنه و فساد است . و غالب فرزندان ظهور يافته در دامان چنين مرد و زني محكوم به فساد اخلاقي و تربيتي هستند .

اما در حالت سوم (ازدواج مرد صالح با زن فاسد) ممكن است زن محكوم اخلاق انساني مرد شود و ممكن است مرد محكوم اخلاق فاسد زن گردد ، چنين خانواده‌اي در صورت دوم سبب فساد در جامعه خواهد شد. و در حالت چهارم نيز اگر مرد تحت تأثير اخلاق انساني و ديني زن قرار گيرد جامعه از فساد آنها در امان خواهد بود و اگر عكس شود و زن پاكي و ديانت خويش را محكوم مرد فاسد قرار دهد ، كانون فساد در اجتماع خواهند شد.

جمله «الا تفعوه تكن فتنه في الارض و فساد كبير» شايد اشاره دارد به حالت دوم و حالت سوم و چهارم در صورتي كه اثر مرد بر زن يا زن بر مرد منفي باشد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 2:11  توسط بصیر  | 

دوست عزیزم  وبلاگی در مورد جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی   (http://daneshpajooh.blogfa.com/) ایجاد کرده است .من که از دیدن وبلاگش لذت بردم. امید که شما هم مراجعه کنید که کمتر کسی به این بحث های مهم ئ مبنایی می پردازد. اخیرا مطالب بسیار زیبایی در مورد تجارت الکترونیک صحیح و فرفش با شرکت های سوء استفاده گری چون  گلدکوئیست آورده است . با هم بخوانیم:
 
حقایق پشت این مار خوش خط گلد کوئیست و فرق آن با تجارت سالم الکترونیکی:
درمورد گلدکوئیست حرف و حدیث بسیار است. حتی در پیام هایی که در همین وبلاگ میگذارند زیاد دعوت به کشارکت در این فعالیت ها میکنند. اما چه حقایقی پشت این مار خوش خط و خال هستند؟! مطالب زیر را با دقت بخوانید. (برای اینکه فرق تجارت الکترونیک و معاملان اینچنینی مشخص شود  در انتها مقاله ای هم در این باب می آوریم):

 دفتر گلدكوئيست در تهران پلمب شد

دفتر شركت گلدكوئيست در تهران با دستور قضايى شعبه سوم بازپرسى دادسراى كاركنان دولت و توسط مركز عملياتى دادستانى تهران پلمب شد. به گزارش خبرنگار قضايى ما، حميدرضا طائفى بازپرس پرونده گلدكوئيست همچنين طى يك دستور قضايى فيلتر شدن تمامى سايت هاى شركت گلدكوئيست در ايران را به شركت مخابرت داده است. بازپرس پرونده اعلام كرد: در صورتى كه افرادى در اين شبكه غيرقانونى گلدكوئيست مبادرت به خريد سكه و زيرمجموعه قرار دادن افراد براى گروه خود كنند از سوى مقامات قضايى به شدت با آنها برخورد خواهد شد. وى گفت: گلدكوئيست در رابطه با خسارات وارده به مالباختگان از چند ماه اخير هيچگونه پرداختى نداشته است. در حالى كه گلدكوئيست مطابق تفاهم نامه موظف به پرداخت دو ميليون دلار به صورت يكجا به مالباختگان است. 
منبع: روزنامه ایران يكشنبه ۳ مهر ۱۳۸۴ : http://www.iran-newspaper.com/1384/840703/html/back.htm#s521022
 
 
 
طعم تلخ گلدكوئست‏
 
در گفت‏وگو با سيدعباس موسويان، مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى‏
به كوشش: روح‏الله حامدى، محمد شكراللهى‏
مى‏گن يه جوون تهرونى كه از مال دنيا فقط يه پيرهن و يه شلوار داشته، تو اين طرح شركت كرده، الان يه 206 خريده، يه مقدارى هم سرمايه كرده براى كاسبى و... . اين جمله را براى هر كسى كه بگويى، مخصوصاً جوانى كه تازه از سربازى برگشته و كار و سرمايه‏اى ندارد، بسيار فريبنده است. صحبت از طرحى است كه به آن اسم‏هاى گوناگونى مانند گلدكوئست (Gold Quest)، گلدمايند (Gold Mind) و... داده‏اند. اين طرح، به قول بچه‏هاى علوم پزشكى، دوران كمون خود را طى مى‏كند و معلوم نيست علائم بالينى آن كى ظهور مى‏كند. اين مطلب بهانه‏اى شد تا گفت‏وگويى داشته باشيم با حجةالاسلام و المسلمين سيدعباس موسويان، مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى تا زواياى پنهان آن روشن‏تر گردد.

پرسمان: مفهوم تجارت الكترونيك و نگاه اقتصاد اسلامى به اين مقوله چيست؟
اين مفهوم، به دو صورت موضوع تجارت و ابزار تجارت به كار مى‏رود. در جايى كه الكترونيك به عنوان ابزار تجارت به حساب مى‏آيد، در حقيقت وسيله‏اى براى انجام معامله است. امروز بر اثر پيشرفت تكنولوژى جديد، فروشنده و خريدار، از طريق اين ابزار، تجارت را انجام مى‏دهند. اگر تجارت الكترونيك را به اين معنا بگيريم، در واقع الكترونيك به عنوان ابزار جديدى در خدمت تجارت است، اين همان احكام تجارت متعارف را پيدا مى‏كند و اگر شرايط و اركان معامله فراهم باشد، صحيح است؛ اما يك وقت الكترونيك موضوع تجارت است؛ يعنى پديده‏هاى الكترونيكى، به عنوان موضوع تجارت قرار مى‏گيرند؛ مثل خريد و فروش كارت‏هاى اعتبارى يا برگه‏هاى الكترونيكى سهام. اينها به عنوان سندى از يك دارايى محسوب مى‏شوند. وقتى خريدار و فروشنده آنها را خريد و فروش مى‏كنند، در حقيقت، دارايى واقعى را معامله مى‏كنند. اگر دارايى واقعى وجود نداشته باشد - مثل اوراق قرضه الكترونيكى كه سندى از يك قرض همراه با رباست - معامله آن صحيح نيست. بنابراين، پديده‏هاى الكترونيكى حاوى ارزش‏ها و دارايى‏هايى هستند كه اگر اصل آن دارايى‏ها قابل تجارت و نقل و انتقال باشد، تجارت آنها بدون مانع خواهد بود.

پرسمان: شما پديده گلدكوئست را جزء كدام يك از اين تقسيم‏بندى قرار مى‏دهيد؟
در اين پديده، الكترونيك در خدمت معامله است. لذا اگر خود معامله صحيح باشد، استفاده از ابزار الكترونيكى براى انجام آن صحيح است؛ اما اگر خود معامله مشكل داشته باشد، استفاده از الكترونيك، آن را حلال نمى‏كند؛ در نتيجه، حكم سابقش را دارد. بنابراين، بايد محتواى اين معاملات روشن گردد.

پرسمان: يعنى از نظر شما در اين جا اصل معامله اشكال دارد؟
در اين جا الكترونيكى بودن تأثيرى بر روى حكم ندارد؛ مانند برنامه‏اى كه از تلويزيون پخش مى‏شود، ملاك، جايز يا غيرجايز بودن خود برنامه است و تلويزيون در مشروع و غيرمشروع بودن برنامه نقشى ندارد و فقط آن را منتقل مى‏كند.

پرسمان: شبهه ديگرى كه مطرح است، اين است كه چون علما با اين شيوه‏هاى جديد در سطح دنيا آشنا نيستند، بنابراين، حكم به حرمت آنها داده‏اند؛ آيا واقعاً همين طور است؟
به نظر من اين مطلب صحيح نيست. امروزه فقها انواعى از تجارت الكترونيكى پيشرفته را مجاز مى‏شمارند؛ براى مثال خريد و فروش كالا از فروشگاه‏ها يا صنايع بزرگ و خريد و فروش سهام از بازار بورس و... از طريق اينترنت را تجويز مى‏كنند. در اين مثال‏ها، الكترونيك، در خدمت معاملات صحيح است.
تا آن جا كه بنده مطالعه كرده‏ام، هيچ كدام از فقها روى ابزار بودن تجارت الكترونيكى اشكال نكرده‏اند؛ هر چه اشكال كرده‏اند، مربوط به محتواى اين معاملات است، و معتقدند محتواى اين معاملات صحيح نيست.

پرسمان: پس دليل اين كه فتاواى متفاوتى در اين رابطه وجود دارد چيست؟
اين اختلاف‏نظرها در حقيقت مكمل يكديگرند. اين طور نيست كه يك پديده را سه نوع فتوا دهند؛ بلكه يك پديده، مثل گلدكوئست را از سه زاويه ديده‏اند و از اين سه زاويه، هر كس اشكال آن را مطرح كرده است. روح اصلى اين فتاوا به اصلى در اقتصاد اسلامى به نام «ممنوعيت اكل مال به باطل» برمى‏گردد.
اسلام براى تنظيم معاملات بين انسان‏ها، چهار اصل كلى مطرح كرده كه عبارتند از:
1. ممنوعيت «اكل مال به باطل».
2. ممنوعيت ضرر.
3. ممنوعيت غرر.
4. ممنوعيت ربا.
اينها ضوابط كلى معاملات هستند.

پرسمان: موضوع «اكل مال به باطل» چگونه تبيين مى‏شود؟
در قرآن، آيات زيادى در مورد اين موضوع وجود دارد، مانند آيه 188 سوره بقره و آيه 29 سوره نساء كه از خوردن مال به باطل در بين افراد نهى مى‏كنند. فقها از مفاد اين آيات و رواياتى در اين زمينه، قاعده‏اى به نام «حرمت اكل مال به باطل» استخراج كرده‏اند. مفهوم آن اين است كه هر كس مالى به ديگرى مى‏دهد، يا بايد در مقابل آن شى‏ء با ارزش يا خدمت با ارزشى تحويل بگيرد و يا به عنوان هديه و بدون انتظار باشد. اين پايه اول صحت قراردادها از ديدگاه همه اديان است و اختصاص به اسلام هم ندارد. اشكال اساسى كه بر شركت‏هايى چون گلدكوئست وارد است، اين است كه شى‏ءاى كه در اختيار مشترى قرار مى‏گيرد، ارزش واقعى مبادله‏اى در آن حدى كه مشترى پول مى‏پردازد ندارد.

پرسمان: ممكن است گفته شود كه فرد با رضايت اين كار را انجام مى‏دهد و توقعى ندارد.
رضايت، ركن دوم معامله است. در دين اسلام، اول بايد خود معامله صحيح باشد، سپس در آن معامله مشروع، دو طرف راضى باشند. همه معاملاتى كه در اسلام از آنها نهى شده، ممكن است نوعى رضايت در آنها به چشم بخورد؛ مثل ربا كه هر دو طرف آن ممكن است راضى باشند؛ ولى چون اصل معامله صحيح نيست، اشكال دارد. پس در مرتبه اول معامله بايد به حق باشد؛ يعنى چيزى كه از جيب كسى خارج مى‏شود، معادل آن بايد به جيبش وارد شود و در مرتبه دوم بايد رضايت طرفين باشد.

پرسمان: گفته مى‏شود كه در آينده محصولات بعضى از شركت‏ها ارزش باستانى پيدا مى‏كند و با اين ارزش معنوى، اين كمبود جبران مى‏شود.
در اين جا چند نكته مطرح است؛ اول اين كه با اين تعداد شركت‏هايى كه در اين رابطه در دنيا رواج پيدا كرده‏اند (كه تا سه هزار تخمين زده مى‏شوند) خيلى دور از انتظار است كه محصولات آنها به اين زودى ارزش كلكسيونى پيدا كنند و در واقع، موقعى يك شى‏ء ارزش غير متعارف پيدا مى‏كند كه ناياب باشد و از لحاظ تئورى و نظريات اقتصادى، هر چيزى كه فراوانى داشته باشد، هيچ وقت قيمت آن از حد تعادل بالاتر نمى‏رود. دوم اين كه هر نوع افزايش قيمت آينده، مربوط به خريدار است و به فروشنده ارتباطى ندارد. به فرض كه به ارزش جنس افزوده شود، جنس متعلق به خريدار است و فروشنده حق ندارد نسبت به آينده، اظهار نظرى كند. نكته سوم اين كه تفاوت قيمت طلاى خالص و سكه ضرب شده در اين شركتها خيلى زياد است؛ مثلاً اختلاف سكه بهار آزادى با طلاى خالص آن در همان حدى است كه در بازار معامله مى‏شود؛ اگر سكه پنج گرم طلا دارد و اكنون به شكل سكه در آمده، مقدار معقولى ارزش اضافى پيدا مى‏كند؛ ولى ارزش سكه اين شركت‏هابا ارزش طلاى غير مسكوك آن تفاوت خيلى زياد دارد كه اين از مصاديق «اكل مال به باطل» است.

پرسمان: از همه اينها كه بگذريم، توجيه افراد اين است كه در اين طرح‏ها، پورسانت خيلى خوبى وجود دارد كه جبران همه چيز را مى‏كند.
اگر شما توجه كنيد، پورسانتى كه شركت‏هاى اقتصادى متعارف به افراد (بازاريابان) مى‏دهند، درصد معينى است و بالاتر نمى‏رود؛ چون اين پورسانت از محل سود شركت تأمين مى‏شود و نمى‏تواند از درصد معينى بالاتر رود يعنى براى آنان مقرون به صرفه نيست؛ پس وقتى شركتى براى بازارياب خود، رقم بالايى در نظر مى‏گيرد، نشان مى‏دهد كه در اين جا معاملات و مبادلات، از حالت متعارف خارج شده، وارد يك نوع قمار مى‏شود.

پرسمان: چه شباهتى بين گلدكوئست و قمار وجود دارد؟
فقهايى كه از اين زاويه به بحث نگاه مى‏كنند، اين طور استدلال مى‏كنند كه شخص وارد شبكه عظيمى از مشتريان مى‏شود كه با توجه به زرنگى و شانس خود، ممكن است مبلغ هنگفتى به حسابش واريز شود يا نشود و در اين جا شخص منتظر است كه با شانس و زرنگى به پول‏هاى ديگران برسد. در قمارهاى دسته‏جمعى هم همين‏طور است؛ افراد پولى را مى‏گذارند و شرطبندى مى‏كنند و تعداد محدودى به آن پول مى‏رسند. اين جا نيز اين پول گروهى از افراد است - نه قسمتى از سود شركت- كه به افراد خاصى به صورت خاص تعلق مى‏گيرد.

پرسمان: بعضى افراد، معاملاتى مثل گلدكوئست را به نفع اقتصاد ملى تعبير كرده‏اند؛ اما در مقابل، بعضى مراجع، آنها را عامل خروج سرمايه‏هاى ملى كشور اعلام كرده‏اند و فتوا به تحريم آنها داده‏اند؛ نظر شما چيست؟
گاهى بحث يك يا دو نفر است كه اين جا ممكن است فردى فكر كند كه مى‏تواند با راه انداختن يك شبكه گسترده و قرار گرفتن در رأس هرم آن، طيف وسيعى را وارد شبكه كرده، سود هنگفتى ببرد؛ اين، ممكن است براى يك يا چند نفر رخ دهد و سودمند باشد؛ اما از نظر اعداد و ارقام رياضى كه بخواهيم محاسبه كنيم، براى تمام كشور هيچ وقت اين اتفاق نمى‏افتد. در اين جا يك نفر به دلايلى، پول هنگفتى به جيب مى‏زند؛ اما اين يك يا چند نفر، باعث خروج سرمايه يك ملت مى‏شوند؛ مثلاً فردى كه دزدى را راهنمايى مى‏كند تا مقدار زيادى از اموال مردم را به سرقت ببرد، در ظاهر، خود او درآمد هنگفتى از اين راهنمايى مى‏برد؛ ولى او در واقع، عاملى براى سرقت و غارت مال مردم شده است. به بيان ديگر، براى اين كه سودى هنگفت نصيب اين شركت‏ها شود، خروج سرمايه از كشور، بايد بيشتر از ورود سرمايه از شركت به سمت كشور باشد كه اين به فعاليت شديد بازارياب‏ها برمى‏گردد كه براى سود بيشتر خود، پول بيشترى را از كشور خارج مى‏كنند و به همين خاطر است كه هيچ اقتصاددانى در دنيا، با اين شركت‏ها موافق نيست.

پرسمان: شايد به همين دليل باشد كه اينها در عرصه‏هاى زمانى مختلف، با نام و شيوه‏هاى جديدتر وارد كشورها مى‏شوند تا اهداف آنها مخفى بماند.
نقطه شروع اين فعاليت‏ها، حالت قمار بود؛ ولى با بازتاب‏هاى منفى اجتماعى و مخالفت حقوق‏دانان و اقتصاددانان، به تدريج تحولات خاصى در شكل كارشان پيدا شد. اوايل كه اوراق پنتاگون مطرح مى‏شد، اصلاً كالا يا امر خيرى در كار نبود؛ اما بعد چون مخالفت جدى شد، به آن رنگ و بوى خيرخواهانه دادند و گفتند كه بخشى از سرمايه شما در امور عام المنفعه به كار مى‏رود؛ اما پس از تحقيقات، مشخص گرديد كه درصد خيلى كمى - آن هم براى فريب افكار عمومى - به اين كار اختصاص مى‏يابد كه پس از آن نيز با آن مخالفت شد. در مرحله سوم، اينها بحث تجارت را مطرح كردند و گفتند ما در مقابل پولى كه مى‏گيريم، جنس به شما مى‏دهيم. اگر اجناس اينها واقعاً ارزش مبادله‏اى پولى را كه مى‏گرفتند داشت، اشكالى نداشت؛ همان گونه كه در دنيا شركت‏هاى مختلف و بزرگ اين كار را انجام مى‏دهند؛ اما اين شيوه براى آنها سود مورد نظرشان را ندارد و نمى‏توانند انگيزه بازاريابان را تحريك كنند؛ پس بايد شيوه‏اى به كار گرفته شود تا در واقع، اموال خريداران را بگيرند و به شكل خاصى، بين خود و واسطه‏ها (بازارياب‏ها) تقسيم كنند. بر اين اساس، به فكر طراحى انواع مدل‏هاى اين نوع شركت‏هإ؛ّّ افتادند. خلاصه اين كه خود اين شركت‏ها و دلالان آنها در سراسر جهان، چون عرضه و توان فعاليت سالم اقتصادى را ندارند، سراغ ابزارهاى فريب و نيرنگ مى‏روند.

پرسمان: در محافل دانشجويى يا عموم مردم، از اين شيوه‏ها به عنوان كسب پول راحت ياد مى‏شود. در جلسات آشنايى هم بيشتر نكات مثبت و جذاب طرح بيان مى‏شود؛ به نظر شما واقعاً اين طور است؟
قطع نظر از مباحث شرعى و اقتصادى، اگر فقط به دلالى يك شركت بيگانه بينديشيم و اين كه چگونه به سرعت، جيب خودمان را از مال گروهى افراد ناآگاه پر كنيم، در حقيقت مثل راهنماى دزدى هستيم كه از ناآگاهى جامعه استفاده كرده، ثروت يك كشور را به يغما مى‏دهيم. قطعاً اگر اين شخص واسطه‏گرى هر كار سالمى را مى‏كرد، نمى‏توانست به اين اندازه درآمدزايى داشته باشد؛ اما آيا مى‏شود به صرف اين مطلب، آن را تأييد كرد؟
نكته ديگر - كه من نديدم فقها به آن اشاره كنند - بحث غررى بودن معامله است. مطالبى را در اين محافل جذب عضو بيان مى‏كنند؛ در حالى كه هيچ امنيتى براى تحقق آنها نيست؛ چون اين شركت‏ها در كشورهاى اصلى، غيرقانونى هستند، ممكن است براى گرم شدن بازارشان، در برهه‏اى از زمان، به تعهدات خود عمل كنند؛ اما هيچ اطمينان و امنيتى براى اين كه اين روند ادامه يابد، نيست. به فرض هم شركت قانونى باشد و مطابق وعده‏هايش عمل كند، از جهت رياضى امكان‏پذير نيست كه آن ارقام به كف هرم برسد؛ بلكه در رده‏هاى ميانى هرم قطع مى‏شود؛ زيرا اگر بخواهد به كف هرم بيايد، لازم است از كانال 3 تا 4 نفر تمام ايرانيان وارد شبكه و مشترى آنها شوند تا چند نفر بتوانند سود يا درآمدى كه تبليغ مى‏شود، به دست آورند و اين از جهت عقلى محال است. بنابراين، اينها حباب‏هاى زودگذرى است كه براى همه به وجود مى‏آيد و از اين ميان، چند نفر آدم زرنگ و خوش شانس، پولى به جيب مى‏زنند؛ اما براى همه اين اتفاق نمى‏افتد.

پرسمان: عده‏اى نبود شغل و تسهيلات را باعث گرايش افراد به اين شركت‏ها مى‏دانند؛ در حالى كه در كشورهاى پيشرفته هم كم و بيش اين مشكلات وجود دارد؛ ولى افراد به آن صورتى كه الان رايج شده، به سراغ آنها نمى‏روند؛ علت چيست؟
اين شيوه‏ها كم و زياد در كشورها وجود دارد. در كشورهاى پيشرفته، چون اين مطالب تازگى ندارد، به محض شروع هر طرحى، سريعاً تجربه شده، سراب را از غيرسراب تشخيص مى‏دهند و پس از مدت كوتاهى شناسايى مى‏شوند؛ اما در كشورهاى در حال توسعه، مثل ايران، به خاطر تازگى و جذابيت‏هاى ظاهرى، اين طرح‏ها سريعاً مورد استقبال قرار مى‏گيرند. دليل ديگر استقبال از اين گونه طرح‏ها، خصلت جوانى است؛ جوان تمايل دارد سريعاً به اهداف و آرمان‏هايش دست يابد و آنها را در اين جا مى‏بيند.

پرسمان: يك بحثى كه مطرح است اين است كه اين گونه شركت‏ها فرهنگ كار و توليد را كه در اسلام هم مورد تأكيد فراوان واقع شده، از بين مى‏برند و در حقيقت، چرخه كار و توليد را از كار مى‏اندازند. آيا نمى‏شود اين طرح‏ها را به مسيرى شرعى هدايت كرد؟
نكته‏اى كه به آن اشاره كرديد، صحيح است. در اقتصاد يك سرى مؤسسات و بنگاه‏هاى واسطه‏اى، مثل بانك‏ها و بورس اوراق بهادار وجود دارند كه رونق آنها باعث رونق كل اقتصاد مى‏گردد؛ اما هر چقدر هم كه اين مؤسسات رونق داشته باشند، تا موقعى كه توليد و كار به شكل صحيح انجام نشود، فايده نخواهند داشت. هر فعاليتى كه جامعه و نيروى انسانى و سرمايه را از سمت توليد به سمت بورس‏بازى و واسطه‏گرى بكشاند، ضداقتصاد است و در طولانى مدت، جامعه را به ركود و شكست مى‏كشاند. ما بايد از اين خلاقيت‏ها و جنبه‏هاى احساسى و روانى در خدمت توليد استفاده كنيم و مردم را به سرمايه‏گذارى - مثلاً در قالب تعاونى‏ها - تشويق نماييم. در توليد واقعى، ديگر اين اندازه پورسانت و واسطه گرى كلان وجود ندارد و هر كس به اندازه كار و تلاش خودش سود مى‏برد و اين، براى مردم بهتر و شيرين‏تر خواهد بود.
پرسمان: از اين كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد، متشكريم.
منبع: مجله پرسمان:شماره 34 - تیر 1384 http://www.porseman.com/defaulte.aspx?namayesh=1
 
 
پرونده‏اى با 170 هزار شكايت
ماجراهاى خواندنى گلدكوئست‏
عليرضا قاسمى‏

در طول تاريخ دادگسترى در ايران، پرونده‏هاى بزرگ و پيچيده فراوانى مورد رسيدگى و صدور رأى قرار گرفته است؛ به طورى كه بسيارى از آنها امروز جزئى از حافظه تاريخى مردم شده‏اند؛ اما هرگز پرونده‏اى با 170 هزار شاكى، نه در تاريخ تشكيل قوه قضائيه در ايران و نه در هيچ كجاى جهان سابقه نداشته است.
در شهريور 1383ش. بود كه سر و صداى گلدكوئست بلند شد. رسانه‏ها نوشتند كه گروهى راهزن اينترنتى با استفاده از نوعى قمار، مشغول كلاهبردارى و خروج ارز از كشور هستند. به دنبال اين خبر، دستگاه قضايى وارد عمل شد و دادستان تهران، شعبه سه دادسراى ويژه كاركنان دولت را مأمور رسيدگى به اين پرونده كرد.
شايد اگر رسانه‏ها به دلايلى كه هرگز فاش نشد، درباره گلدكوئست افشاگرى نمى‏كردند، اصلاً نه پرونده‏اى ساخته مى‏شد و نه كسى دست‏گير مى‏شد.
گلدكوئست در ايران، نه تنها همزمان با دانشگاه هاوايى سر و صدايش در آمد، بلكه شباهت عجيبى هم به آن داشت. اين شباهت‏ها عبارتند از:
1. هر دو كار خود را بى سر و صدا انجام مى‏دادند و حتى از سوى بسيارى از نهادهاى دولتى مورد حمايت قرار مى‏گرفتند.
2. هر دو بعد از خوابيدن سر و صداها، دوباره به كار خود مشغول شدند.
3. مخالف اصلى هر دوى آنها، رسانه‏ها و مطبوعات بودند.
با اين مقدمه به سراغ يك گزارش داغ در مورد گلدكوئست مى‏رويم:

گلدكوئست چيست؟
گلدكوئست (Gold Quest) عنوان يك شركت بين‏المللى با مسئوليت محدود و به رياست فردى آلمانى به نام Bernie Mayer است. ماير (Mayer) سى سال است كه گلدكوئست را اداره مى‏كند.
مقر گلدكوئست در بندر هنگ‏كنگ واقع است و فعاليت‏هاى اصلى اين شركت، عرضه و فروش سكه‏هاى طلا به مناسبت‏هاى گوناگون، نگه‏دارى و خريد و فروش كلكسيون‏هاى با ارزش جواهرات و برپايى حراج‏هاى فصلى و سالانه است.
از جمله آخرين سكه‏هاى مناسبتى اين شركت، سكه‏هاى طلا و نقره با تصوير يك صد بازيگر مشهور فوتبال جهان، همچون رونالدينهو، فيگو، پله، بكهام، تصاويرى از بازيگران مشهور فيلم جنگ ستارگان(3) و مادر ترزاست.
گلدكوئست حتى براى جذب مشترى از بين عرب‏هاى كشورهاى حاشيه خليج فارس كه از اصلى‏ترين بازارهاى آن به شمار مى‏آيند، به ضرب سكه‏هاى طلا و نقره با آرم مكان‏هاى مقدس اسلامى مى‏پردازد. آخرين محصول اين شركت، سكه‏اى با تصويرى از بيت المقدس است كه 200 دلار قيمت دارد.
گلدكوئست با بخشى كه از آن تحت عنوان لاتارى ياد مى‏شود، در ايران شناخته شده است. شيوه كار اين بخش به اين ترتيب است كه فرد با مبلغى عضو زنجيره گلدكوئست مى‏شود؛ سپس با معرفى دو شخص در ابتدا آنها را عضو گروه خود مى‏كند. آن دو نفر هم، دو نفر ديگر را عضو گروه مى‏نمايند؛ در حالى كه به نوعى خودشان هم براى خود يك گروه دارند. شرط شده است كه به ازاى هر 9 نفر كه به زير مجموعه شخص اضافه شود، مبلغى به وى تعلق مى‏گيرد.
شركت گلدكوئست از اين طريق - كه فقط بخش كوچكى از فعاليت‏هايش مى‏باشد - ساليانه ميليون‏ها دلار بهره مى‏برد.
از اين قبيل فعاليت‏ها در كشور ما زياد صورت مى‏گيرد كه تحت نام گلدكوئست فعاليت مى‏نمايند؛ اما به شركت معروف هنگ‏كنگى ارتباطى ندارد. كپى رايت هم كه در كشورمان رعايت نمى‏شود و دست افراد سودجو را در اين زمينه باز گذاشته است.
يك شركت كه در اينترنت حتى آدرس و شماره تلفن خود را اعلام كرده است و به خصوص در شهرهاى شمالى، خيلى مشترى دست و پا كرده است، مشتريان خود را تشويق مى‏كند تا با پرداخت مبلغى به يك مسافرت بروند؛ بعد از آن، چند مشترى براى آنها پيدا كنند و پورسانت دريافت دارند و سرانجام بعد از مدتى، با معرفى افراد ديگر توسط رده‏هاى دوم، درآمد زيادى عايد نفر اول مى‏شود.
آنها در سايت خود گفته‏اند: «مگر چه اشكالى دارد جوانى كه تازه در ابتداى مسير فعاليت‏هاى سازندگى خودش است با اين سيستم به سودى برسد و بتواند براى خودش در جامعه جايى باز كند»؟
علت زده شدن پنبه گلدكوئست‏
مسئول پى‏گيرى پرونده گلدكوئست در اول مهر سال گذشته به خبرگزارى فارس گفت: « اين شركت توانسته است 84 ميليون دلار ارز را از كشور خارج كند».
يكى از مهم‏ترين علل حساسيت رسانه‏ها نسبت به اين نوع فعاليت، ارز فراوانى بود كه از كشور خارج مى‏گرديد. خروج ارز هر كشور، به عنوان يك نقطه آسيب در اقتصاد آن كشور تلقى مى‏گردد؛ چنان كه كشورهايى همچون ايران كه تراز بازرگانى آنها منفى است - يعنى ميزان ارز ورودى آنها كمتر از خروجى مى‏باشد - اوضاع نابسامانى دارند.
خروج ارز به اقتصاد هر كشور آسيب‏هاى جدى وارد مى‏سازد. از اين رو، اين مبحث را مى‏توان يكى از عينى‏ترين مصاديق زيان‏هاى حضور و فعاليت گلدكوئست در ايران دانست؛ گروهى براى به دست آوردن سود براى خود، ارز اندك موجود در ايران را - كه بخش اصلى آن به دليل فروش نفت، يعنى سرمايه ملى ميهن به دست مى‏آيد - مجدداً به خارج از كشور مى‏فرستند. شايد در كشورهايى كه از پول قوى يا حتى ارزشمندتر از ارز رايج، يعنى دلار برخوردارند، اين اتفاق نكته مهمى تلقى نگردد؛ ولى حقيقت آن است كه براى اقتصاد رنجورى مثل اقتصاد ايران، اين كار به لاغرى بيش از پيش پول ملى و بنيه اقتصادى خواهد انجاميد.
اشكال دوم، خارج شدن بخش زيادى از سرمايه‏هاى داخلى از امور توليدى و سرمايه‏گذارى‏هاى مولد است. اگر همين 84 ميليون دلار از سوى صاحبانش در فعاليت توليدى به كار گرفته مى‏شد، مى‏توانست علاوه بر ايجاد اشتغال، چندين برابر سودآورى - البته در بلند مدت - داشته باشد و علاوه بر اين، به رواج فرهنگ تن‏پرورى و يك شبه پولدار شدن هم - كه در ذهن بسيارى از جوانان ما وجود دارد - دامن زده نمى‏شد.
اشكالات شرعى، بخش ديگرى از اين قضيه است. به هر حال، در كشورى كه اسلام دين رسمى است و شعار انقلاب نيز حضور و تأثيرگذارى مذهب بر شئون مختلف مى‏باشد، رواج يك اقدام مغاير با نظرات كارشناسان دين، تأمل برانگيز است.
يكى از فقها مى‏گويد: معامله گلدكوئست، مصداق بيع كالى به كالى و حرام است. اين فقيه هم چنين با اشاره به حكم دينى «ان كل شى يكون اجزائه حراماً فطلب ايقاعه حرام ايضاً»، فوايد و منافع ناشى از پيدا كردن مشترى براى چنين معامله‏اى را نيز جايز نمى‏داند. وى با استناد به آيات 91 و 92 سوره مباركه مائده: - يا ايها الذين آمنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون - بر حرمت قمار تأكيد مى‏كند و مى‏گويد: اگر فرد مشترى نتواند جلب مشترى كند، مبلغ پرداختى او از دستش مى‏رود و نوعى قمار، بخت‏آزمايى و حرام است. بدين ترتيب، حرمت شرعى اين قضيه را هم بايد به ساير زيان‏هاى آن افزود.
نتايج برخوردها با قضيه گلدكوئست‏
از شهريور ماه 83 تا كنون كه پرونده شركت گلدكوئست در شعبه سوم بازپرسى دادسراى كاركنان دولت در حال رسيدگى است، حداقل 170 هزار شاكى شناخته شده‏اند.
بسيارى بر اين باور بودند كه بايد به عوامل شركت گلدكوئست، اتهام اخلال در مبانى اقتصادى كشور وارد كرد.
اتهامى كه بازپرس پرونده براى اين عده در نظر گرفت، كلاه‏بردارى، خروج غيرقانونى ارز ورود غيرمجاز سكه بود.
روند رسيدگى به پرونده گلدكوئست را بايد يكى از نمونه‏هاى جالب در دستگاه قضايى به شمار آورد؛ به طورى كه به صورت انفجارى و ضربتى با آن برخورد شد؛ اما با روشن شدن حقايق، كم‏كم فضا آرام گرديد؛ تا جايى كه توافق شد كه شركت گلدكوئست تا پرداخت همه طلاهاى مردم در كشور، به فعاليت ادامه دهد. با اين توافق، حتى طلاهاى توقيف شده اين شركت آزاد شد تا به دست صاحبان حقيقى‏اش برسد. اتهام تقلبى بودن سكه‏ها هم كه ابتدا مطرح شد، پس از مدتى فراموش گرديد.
آخرين خبرى كه در اين رابطه منتشر شده اين است كه شركت گلدكوئست موظف شد تا ماهانه 50 هزار دلار به ايران پرداخت نمايد و همه شاكيان را هم راضى كند.
گفته مى‏شود كه بخش زيادى از طلاهاى متعلق به مردم كه قرار بود به عنوان حق سرگروهى و پورسانت عضويت، به مشتريان ايرانى گلدكوئست داده شود، اكنون در دبى در انتظار ترخيص است.
چنين برخوردى و بعد از اندكى، فروكش كردن آن به چه علت بود؟
اين كار، فقط و فقط يك فايده داشت؛ سودجويان از اين كار بهره‏مند شدند؛ زيرا كه گلدكوئست كه به صورت زيرزمينى فعاليت مى‏كرد، چنان معروف شد كه ده‏ها شركت با استفاده از نام آن، اقدام به فعاليت‏هاى مشابه در كشور كردند و بسيارى از آنها حتى پورسانت اعضاى شبكه‏ها را هم ندادند و متوارى شدند.
نماينده رسمى گلدكوئست هم بعد از رسيدگى قضايى، همچنان به عضوگيرى مشغول است و به گفته مسئول پى‏گيرى پرونده، تا كنون حداقل 25 هزار نفر ديگر به عضويت اين گروه در آمده‏اند؛ البته آمارهاى غيررسمى تا پنج برابر اين رقم را تخمين مى‏زنند. پس حاصل كار براى كشور چه شد و جز سر و صدا و شلوغى چه چيزى عايد گرديد؟
سايت بازتاب، چنين گزارش مى‏دهد: شركت معروف توزيع كتاب آمازون، با توجه به بازار تشنه شده ايران، درباره فعاليت‏هاى سودآور به سبك گلدكوئست، يك طرح جديد در ايران اجرا مى‏كند. بر اين اساس، اين شركت با تهيه سيستمى اقدام به فروش يك نسخه ديكشنرى آن‏لاين متعلق به يك موسسه مالزيايى مى‏كند كه هر فرد پس از خريد، اگر دو نسخه از كتاب را به دو نفر بفروشد، به او سودى تعلق مى‏گيرد و اين چرخه، همين طور ادامه مى‏يابد. ظاهراً آمازون براى بازار - حداقل - سه ميليون نفرى براى اين سيستم، سرمايه‏گذارى كرده است.
يك ماجراى عجيب‏
در بحبوحه رسيدگى به پرونده گلدكوئست، انتشار يك خبر در روزنامه ايران (در تاريخ 15 مهر 83) تعجب بسيارى را برانگيخت.
حميد انصارى، مسئول دفتر نشر آثار امام خمينى رحمةالله‏عليه براى اداى توضيحاتى در ارتباط با مسائل شركت گلدكوئست، به شعبه سوم بازپرسى احضار شده بود. ظاهراً شركت گلدكوئست، سى هزار سكه با تمثال امام راحل ضرب كرد و مدعى شد كه در اين رابطه مجوز هم دارد. توضيحات انصارى در اين رابطه شنيدنى بود.
او به بازپرس گفت: شركت آلمانى «اچ بى مايد» (متعلق به مديرعامل گلدكوئست) كه محصولات كلكسيونى توليد مى‏كند، در تماسى با دفتر نشر آثار امام خمينى رحمةالله‏عليه علاقمندى خود را براى ضرب سكه با تمثال حضرت امام، به عنوان كلكسيون اعلام كرد و ما نيز براى توسعه فرهنگى فى‏مابين، اين مجوز را صادر كرديم.
او در عين حال تأكيد كرد: اولاً اين مجوز براى ده هزار قطعه سكه بود و ثانياً هيچ پول و ارزى در اين باره پرداخت يا دريافت نشده است.
پايان سخن‏
چاره كار جاى ديگرى است؛ جايى كه بتوانيم با جوانان به گونه‏اى سخن بگوئيم كه از آنها هيچ نخواهيم و فراوان بدهيم؛ نه اين كه از جوان طلبكار باشيم تا او از ما فرار كند. راستى دانشگاه هاوايى براى ترم جديد، از ميان هموطنان عزيز، دانشجو مى‏پذيرد... .
منبع: مجله پرسمان:شماره 34 - تیر 1384 http://www.porseman.com/defaulte.aspx?namayesh=18
 
همه چيز درباره تجارت الكترونيك
رضوان السادات میرمحمدی
 
mirmohammadiporseman.net
زمانى كه ميان صفحات اينترنت به جست‏وجو مى‏پردازيم، بى‏ترديد با انبوهى از تبليغات و بَنرهاى اينترنتى روبه‏رو خواهيم شد كه بخش عظيمى از صفحات وب را به خود اختصاص داده‏اند. اينها به همراه سفارش كالا و خدمات، خريدهاى آنلاين و انجام امور تجارى، بدون استفاده از مدارك و اسناد كاغذىِ معمول، تنها بخشى از آن چيزى است كه ما آن را «تجارت الكترونيك» مى‏ناميم.
مبادله الكترونيك داده‏ها در دهه 1960م.، سرآغاز انجام مبادلات از يك رايانه به رايانه‏اى ديگر گرديد و به اين ترتيب، تجارت الكترونيك، اولين بار در Berlin Airlift آغاز شد. از آن پس، تعاريف مختلفى از تجارت الكترونيك كه هر يك بيانگر كاركردهاى متفاوت اين فن‏آورى است، ارائه شده است. در يك تعريف اجمالى و در عين حال جامع كه كميسيون اروپايى در سال 1997م. از تجارت الكترونيك ارائه نموده، تجارت الكترونيك اين گونه معرفى شده است:
«تجارت الكترونيك، مبتنى بر پردازش و انتقال الكترونيكى داده‏ها، شامل متن، صدا و تصوير مى‏باشد. تجارت الكترونيك، فعاليت‏هاى گوناگونى از قبيل مبادله الكترونيكى كالاها و خدمات، تحويل فورى مطالب ديجيتال، انتقال الكترونيكى وجوه، مبادله الكترونيكى سهام، بارنامه الكترونيكى، طرح‏هاى تجارى، طراحى و مهندسى مشترك، منبع‏يابى، خريدهاى دولتى، بازاريابى مستقيم و خدمات پس از فروش را در بر مى‏گيرد».
يكى از مهم‏ترين ويژگى‏هاى تجارت الكترونيك، حذف فرآيندهاى غيرضرورى در امور تجارى، كاهش هزينه مبادلات و كاغذبازى و دسترسى سريع‏تر مشتريان به بازارهاى جهانى است. از سوى ديگر، اين امر سبب عرضه محصولات متنوعى - با توجه به نظرات و سلايق مشتريان - شده، منجر به رقابت شديدى ميان عرضه‏كنندگان مى‏شود.
يك مثال ساده از تجارت الكترونيك، خريد كالا از يك فروشگاه مجازى (اينترنتى) است. به اين ترتيب كه خريدار با جست‏وجويى ساده در اينترنت، فروشگاه مجازى را مى‏يابد و كالاى مورد نظر را با توجه به فهرستى كه در اختيارش قرار مى‏گيرد، از نظر رنگ، جنس، قيمت و ساير ويژگى‏هاى موجود، انتخاب و سرانجام پس از مدت زمان قيد شده، كالاى خود را دريافت مى‏كند. صورت حساب نيز به به روش‏هاى مختلف پرداخت مى‏شود؛ مثلاً به صورت نقدى پس از تحويل جنس، واريز وجه به حساب بانكى فروشنده (Postal Money Orders)، پرداخت از طريق پول الكترونيكى (Electronical Money) و يا از طريق كارت‏هاى اعتبارى مانند Visa و MasterCard.
با اين حال، همه چيز به اين سادگى هم نيست. تجارت الكترونيك براى دستيابى به اهداف مورد نظر خود، پيچيدگى‏هاى فراوان و پيش‏نيازهاى سخت‏افزارى و نرم‏افزارى بسيارى دارد. ابزارهاى مالى و پرداخت الكترونيكى، بخش بسيار مهمى از نيازهاى تجارت الكترونيك به شمار مى‏آيند. در حال حاضر، كارت‏هاى اعتبارى، كارت‏هاى هوشمند، ژتون و كوپن الكترونيك، چك الكترونيك، پول ديجيتال و... از ابزارهاى لازم براى پرداخت صورت حساب خريد كالا و خدمات مى‏باشند.
از سوى ديگر، فن‏آورى‏هاى پشتيبانى كننده تجارت الكترونيك، يعنى فن‏آورى‏هاى مخابراتى و ارتباطى، همچون شبكه اينترنت، شبكه‏هاى پست، تلگراف و تلفن، شبكه‏هاى ارزش افزوده و خدمات داده‏اى (VADS = Value Added Networks) نيز بسيار حائز اهميت هستند.
در كنار سخت‏افزار و نرم‏افزار، پايگاه‏هاى داده‏اى و ارتباطى - كه زيرساخت اصلى تجارت الكترونيك را تشكيل مى‏دهند - ارائه خدمات به صورت جست‏وجوى همكاران تجارى، مذاكره و توافق با آنها، سازماندهى محيط بازار الكترونيك، تبليغات و... نيز سهم عمده‏اى در كسب موفقيت در دنياى الكترونيك بر عهده دارند.
از نظر نوع مبادلات تجارى، تجارت الكترونيك را مى‏توان به گروه‏هاى زير تقسيم نمود:
1. متداول‏ترين نوع تجارت الكترونيك، تجارت بين بنگاه و مشترى (B2C) است كه امور مسافرت، فروش كتاب، ارسال گل، هديه، كارت پستال، مواد عذايى، جواهرات، كالاهاى ورزشى، سخت‏افزار، موسيقى و... را شامل مى‏شود.
2. مزايده و مناقصه كالاها و... از طريق اينترنت كه در گروه تجارت بين مشترى و مشترى (C2C) قرار مى‏گيرد.
3. تجارت بين بنگاه و بنگاهى ديگر؛ مانند تعامل بين توليد كنندگان خودرو و قطعه‏سازان (B2B).
4. «B2A» (Business to Administration) كه شامل انواع مبادلات تجارى بين شركت‏ها و سازمان‏هاى دولتى، پرداخت عوارض، ماليات‏ها و... مى‏باشد.
5. «C2A» (Customer to Administration) كه تعاملات تجارى بين مشترى و سازمان‏هاى دولتى را شامل مى‏شود.
برخى از مزاياى استفاده از تجارت الكترونيك را مى‏توان در فهرست زير خلاصه نمود:
1. افزايش رقابت در بازارهاى جهانى.
2. خريد و فروش كالا در حداقل زمان ممكن.
3. ايجاد اشتغال و انتقال فن‏آورى‏هاى جديد.
4. حذف واسطه‏هاى بازار.
5. افزايش سرمايه‏گذارى.
6. تبليغات گسترده به صورت پيام‏هاى تبليغاتى، نمايش كالا و... در سطح بين‏الملل.
7. كاهش ترافيك و حذف ترددهاى بى‏مورد (بهره‏ورى در منابع انرژى و حفظ محيط زيست).
8. افزايش سطح توليد.
9. كنترل سريع‏تر و دقيق موجودى‏هاى گمركى، انجام مناقصه‏هاى بين المللى و امور بانكى.
10. انتقال سريع‏تر نظرات و انتقادات مشتريان به فروشندگان كالا و خدمات (عرضه محصول با توجه به علايق و نيازهاى مشترى) و... .
با وجود ويژگى‏هاى منحصر به فرد و مزاياى چشم‏گير تجارت الكترونيك، اين صنعت بدون وجود سيستم بانكى روان و دقيق، امنيت اطلاعات، قوانين گمركى و مالياتى شفاف، كد تجارى محصول، توسعه مهندسى نرم‏افزار و ميكروالكترونيك، احراز هويت خريدار و مشترى، استفاده از كارت‏هاى اعتبارى، حفظ اطلاعات محرمانه افراد، عدم همكارى دانشگاه‏ها و مراكز تحقيقاتى، نبود خطوط ارتباطى پرسرعت و شبكه‏هاى بى‏سيم و عدم پذيرش اسناد و مدارك توسط قوه قضاييه، نمى‏توانيد به اهداف گسترده خود دست يابد.
از طرف ديگر، ايجاد اطمينان به اين نوع تجارت و فرهنگ‏سازى در ميان افراد جامعه از مهم‏ترين مسائل تجارت الكترونيك مى‏باشد.
ظهور شركت‏هاى تجارى، چون پنتاگونا، تجارت الماس، پريم بانك، اى بى ال و گلد كوئست، با ساختارى هرمى و بى‏نهايت - در ايران و ساير كشورهاى دنيا - سبب شده است كه بسيارى از مردم، تجارت الكترونيك را مترادف با قمار الكترونيكى، كلاه‏بردارى اينترنتى و... بدانند.
وعده‏هاى فريبنده‏اى چون درآمد روزانه 7200 دلار به عنوان پورسانت، عايدى روزانه هزار دلار تا پايان عمر، تجارت الماس و... كافى است تا هر بازديدكننده‏اى را به ثبت‏نام در سايت و خريد كالاهاى پيشنهادى ترغيب و تشويق نمايد.
اين در حالى است كه بسيارى از اين شركت‏ها در ازاى ميليون‏ها دلارى كه از فروش ماهانه عايدشان مى‏شود، مبلغى كمتر از يك ميليون و نيم درآمد خود را تحت شرايطى خاص كه به ندرت محقق مى‏گردد، به عنوان پورسانت به خريداران خود كه بايد نقش ويزيتور را هم ايفا كنند، مى‏پردازند.
با اين حال، به دليل عدم آگاهى مردم نسبت به معنى واقعى تجارت الكترونيكى و نيز پايين بودن سطح درآمد و اقتصاد كشور، همواره افراد بسيارى كه متأسفانه اكثر آنها از دانشجويان دانشگاه‏ها و مراكز عالى هستند، به اين امر مى‏پردازند و در كشاكش اين مبادلات، دو برابر رقمى كه به عنوان محصول شركت مورد نظر به كشور وارد مى‏شود، به صورت ارز از كشور خارج مى‏گردد كه اين خود ضربه‏اى بزرگ بر پيكره اقتصاد ملى خواهد بود.
تجارت الكترونيك، واقعيتى فراتر از كلاه‏بردارى‏ها و شرطبندى‏هاى اينترنتى دارد. تجارت الكترونيكى با قابليت‏هايى فوق‏العاده، توانسته است تا كنون جايگاه خاصى در سراسر دنيا بيابد.
تجارت الكترونيك، پيش از آن كه يك حرفه و يا صنعت باشد، يك فن‏آورى است و فن‏آورى، نيازمند آموزش صحيح شيوه‏ها و ابزارهاى امروزى و همگام با دنياى گسترده تكنولوژى است.
در هر صورت، لازمه موفقيت در هر بازى، آموختن قوانين آن بازى است.

منابع‏
1. www.sharifnews.com
2. www.IRITN.com
3. www.E-Commerce.com
4. www.EDI.org
5. wwww.wto.com 
منبع: منبع: مجله پرسمان:شماره 34 - تیر 1384 http://www.porseman.com/defaulte.aspx?namayesh=10
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 13:37  توسط بصیر  |